ترانه اعتراضی:
«آسمانِ سربی است»
ترانه سرا: [دکتر حجت بقایی(docrac)]
خفگی از جنسِ سیمان!
آسمان سربی است، نه ابری!
هر صبح، بتن بر شانهام میریزد، سهم کارگری بینام
اینجا حسابِ جرم است، نه حسابِ حقِ محض!
گوشها قفل! سیستم، پاداش را کد میزند
و من، سایهای که از هویت افتاده.
آسمان سربی است!
انگاااار
خداوند از بایگانی رفته است!
دیوار، دیوار، دیوار! از گوشت و آهن
فریادِ من، یک اِرور است در هستی!
توهمِ شنیدن! توهمِ عدالت!
ما در این قفسِ خاکستری پوسیدهایم!
دو صندوق لعنتی برای من!
دو بار بازنشستگی، این غیرممکن است
دو تاریخ تولد دروغین!
وقتی اثبات کردم، لبخند زدند به مرگ عدالت
امور اداری، امور مالی نمایندگانی از طرف خداوند
میخواهم بشکنم این قفلِ آهنینِ قانون را
اما قاضی خودش آن راننده سابق است!
بی اعتنا به قوانین در مسیر
چراغ راهنما را نمی بیند
دور برگردان را می شناسد
آنقدر میانبر می داند، که نمی دانی
و من
بدهکارِ دروغی راست
به مدیرانی خسته
جهنمِ ما، یک کاغذِ امضاشده است.
آسمان سربی است!(فریاد بلند)
خداوند از بایگانی رفته است!
دیوار، دیوار، دیوار! از گوشت و آهن
فریادِ من، یک اِرور است در هستی!
توهمِ شنیدن! توهمِ عدالت!
ما در این قفسِ خاکستری، پوسیدهایم!
من اینجا هستم
تکنسینِ فنی... ولی حکمِ کارگری،
چون "خاص" نیستم، چون "ناز" نمیکنم.
سکوت... سکوت...
آسمان... سربی...است...
کسی... صدایت را... نمی شنود...
+++
SongWrite: Dr. Hojjat Baghaei