تلاش برای صلح

گروه بین المللی صلح و حقوق بشر

تلاش برای صلح

گروه بین المللی صلح و حقوق بشر

به زودی

بایگانی

۳۳ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

بهای منابع گسترده: چرا مدیر موفق، ناله می‌کند؟

[دکتر حجت بقایی؛ دبیر کارگروه صلح و سازش شمال کشور _ عضو شورای سردبیری رسانه اقتصاددان _ مشاور تحقیق و توسعه]

مقدمه: پارادوکس قدرت و ناتوانی

بسیاری از ما، مدیران را نماد قدرت، ثروت و توانایی می‌دانیم. در نگاه عوام، مدیری که پشت میز بزرگ می‌نشیند، از بودجه‌های کلان برخوردار است، تیمهای بزرگی در اختیار دارد و از شبکه‌های ارتباطی گسترده بهره می‌برد، باید فرمانروای مطلق محیط خود باشد. اما واقعیت، اغلب، تلختر و پیچیده‌تر از این تصویر است. داستان تکراری “نمی‌شود”، “نمی‌توانم”، و “نمی‌گذارند” که از زبان همین مدیران به گوش می‌رسد، برای بسیاری دیگر، نه درک‌پذیر است و نه قابل قبول. سؤال اصلی اینجاست: مدیری که مالک منابع گسترده مالی، انسانی و ارتباطی است، چرا باید ناله سر دهد؟ این نوشته تلاشی است برای کاوش در این شکاف عمیق میان “منابع در اختیار” و “قدرت اجرایی واقعی” و ارائه تلنگری برای خروج از این چرخه ناتوانی.
✓بخش اول» توهم منابع در برابر واقعیت عملکرد:
بودجه تنخواه، ارتباطات گسترده و نیروی انسانی قوی، همگی ابزارهای بالقوه هستند؛ اما ابزار به خودی خود، نتیجه نمی‌سازد. چالش اصلی زمانی آغاز می‌شود که مدیر قدرت خود را صرفاً در مالکیت این منابع می‌بیند، نه در مهارت تبدیل این منابع به خروجیهای ملموس.
بوروکراسی و فرسایش اراده
در سازمانهای بزرگ، بودجه تبدیل به دهها پیچ و خم اداری می‌شود؛ تخصیص یک قلم هزینه ساده، نیازمند تأییدیه‌های متعدد است. منابع مالی گسترده، تبدیل به باری سنگین از تعهدات و گزارش دهیهای بی‌پایان می‌شوند که انرژی مدیر را صرف حفظ وضعیت موجود (Status Quo) می‌کند، نه نوآوری.
اگر (R) نمایانگر کل منابع در اختیار باشد و (P) نمایانگر قدرت اجرایی، در سازمانهای دارای بوروکراسی شدید، رابطه می‌تواند این‌گونه باشد:
[
P = \frac{R}{B} - E
]

که در آن (B) ضریب پیچیدگی بوروکراسی و (E) انرژی صرف شده برای حفظ وضعیت موجود است. هرچه (B) بزرگتر شود، (P) کاهش می‌یابد، حتی اگر (R) افزایش یابد.
- انسانها، نه منابع:
بزرگترین اشتباه، دیدن کارمندان به عنوان “منابع انسانی” است. انسانها تحت فرمان یک دیکتاتور اداری خوب کار نمی‌کنند، بلکه تحت تأثیر الهام، اعتماد و شفافیت رشد می‌کنند. مدیری که از “ناله” کردن پرسنل خسته می‌شود، ممکن است فراموش کرده باشد که خودش با ناله‌هایش، فرهنگ ناله را نهادینه کرده است. نیروی انسانی گسترده اگر همسو نباشد، به کندی تبدیل به بزرگترین مانع می‌شود.
✓بخش دوم» مرزهای نامرئی توانایی یک مدیر: “نمی‌شود” اغلب یک بیانیه واقعی درباره محدودیتهای محیطی نیست، بلکه اعترافی پنهان از ناتوانی در مواجهه با چالشهای خاص است.
۱. مدیریت انتظارات:
یک مدیر با منابع زیاد، انتظارات بیشتری را نیز بر دوش می‌کشد. گاهی ناله، تلاشی ناخودآگاه برای کاهش سطح انتظارات از خود یا سازمان است. مدیران موفق، انتظارات را مدیریت می‌کنند، نه اینکه از آنها فرار نمایند. ناله کردن می‌تواند روشی برای «پیش‌دفاع» در برابر شکستهای احتمالی باشد؛ اگر شکست بخورید، دیگران بگویند: “حق داشت، کار سخت بود”، نه اینکه بگویند: “منابع داشت و نتوانست.”
۲. ترس از مسئولیت‌پذیری نهایی: اگر شرایط بد است و شما منابع دارید، باید بتوانید آن را بهبود بخشید. پذیرش این مسئولیت بزرگ، سنگین است. گاهی اوقات، گفتن “نمی‌گذارند” آسانتر از پذیرش این واقعیت است که “من هنوز راه حل را نیافته‌ام”. این ترس از شکست با دسترسی کامل، یک تناقض درونی بزرگ را شکل می‌دهد.
۳. فلج تحلیل (Analysis Paralysis) : مدیران با ارتباطات و دسترسی بالا، اطلاعات بیش از حدی دریافت می‌کنند. این حجم از ورودی، به جای قدرت تصمیم‌گیری، منجر به فلج تحلیلی می‌شود؛ چون هر تصمیمی، اثرات متقابل پیچیده‌ای بر شبکه‌های ارتباطی و مالی او خواهد داشت. آنها از ترس ایجاد یک اختلال کوچک در شبکه، از انجام اغلب کارهای بزرگ امتناع می‌کنند. در واقع، حفظ شبکه، بر نتیجه نهایی ارجحیت می‌یابد.
✓بخش سوم» راه نجات از دایره شکوه و شکایت: اگر شما به عنوان یک مدیر، همه چیز را دارید اما احساس می‌کنید هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید، مشکل در بیرونیها نیست، بلکه در روش‌شناسی و ذهنیت شماست.
- تغییر پارادایم از «داشتن» به «آفرینش»: منابع را به عنوان داراییهای ثابت نبینید، بلکه آنها را جریانهای جاری برای خلق ارزش در نظر بگیرید. بودجه را به جای نگهداری، صرف ریسکهای حساب‌شده کنید. مدیر باید از حالت نگهبان خزانه به حالت مهندس تولید ارزش تغییر وضعیت دهد.

قانون “همین حالا”
برای هر مشکلی که با “نمی‌شود” توجیه می‌شود، یک اقدام کوچک و کاملاً عملیاتی را تعریف کنید که نیازمند تأیید کسی نباشد. اگر نمی‌توانی کل ساختمان را بسازی، حداقل دیوار بین دو بخش را بکَن. این اقدام کوچک، اراده‌شکنی را می‌شکند و نشان می‌دهد که قدرت اجرایی هنوز زنده است.
شجاعت در ترک صحنه
اگر حقیقتاً و بدون هیچ گونه اغراق احساسی، ابزارهای لازم برای موفقیت وجود ندارد (و نه صرفاً ابزارهای دلخواه)، شجاعت کناره‌گیری و سپردن سکان به فردی با دیدگاه متفاوت، بزرگترین خدمت مدیریتی است. این پایان نیست، بلکه پاکسازی صحنه برای شروعی نوین است.
✓نتیجه‌گیری انگیزشی:
مدیر موفق کسی نیست که هرگز با مانع روبرو نشود، بلکه کسی است که یاد بگیرد منابعش را نه برای حفظ جایگاه، بلکه برای عبور از موانع به کار گیرد. ناله، تلاشی است برای خلع سلاح کردن خود در برابر انتظار. به جای ناله کردن از سختیها، از منابعی که در اختیار دارید، برای ساختن پلی بر روی رودخانه مشکلات استفاده کنید. اگر نمی‌توانید پل بسازید، شاید زمان آن رسیده است که ابزارهای ساخت پل را به کسی بسپارید که اشتیاق بیشتری برای دیدن سوی دیگر رودخانه دارد. قدرت واقعی، در اقدام است، نه در داشتن منابع.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۰۴ ، ۲۳:۱۶

شعر: «اعتراف در سکوت»

(ترانه سرا: دکتر حجت بقایی)

 

 

فقط سکوت

من فریاد نزدم

فقط یکبار

صدای چرخیدنِ چرخهای سرویسِ صبح را

با ریتمِ مرگ سنجیدم.

صدای لاستیک، زیرِ بارِ روزمرگی.

و آنها گفتند: «کد پاداشت تغییر کرد.»

من گفتم: «حقوقِ من کو؟»

پاسخ، یک برگه بود:

مُهر شده با لاکتوزِ انزجار،

بایگانی

جاییست که اجسادِ دلایل

در جعبه‌های مقوایی زرد شده می‌پوسند

من آنجا بودم

زانو زده کنار پرونده «خودم»

که داشت تبدیل می‌شد به:

«نامشخص – دسته‌بندی نشده – دور ریختنی.»

«آسمان سیمانی»؟

نه

آسمان، یک سقفِ بتنی است که هرگز تمام نمی‌شود

و وقتی از آن بالا فریاد می‌زنی

فریادی که از حنجره یک تکنسینِ فنیِ خاموش بیرون می‌تراود

صدای تو نه انعکاس می‌یابد

نه پژواک می‌آفریند

فقط تبدیل می‌شود به لرزشِ ملایمِ لامپهای اداری

اینجا

خداوند

کارمندِ ارشدِ بخشِ «بی‌جواب» است

قلمش شکسته، یا شاید…

قلمش را برداشته‌اند.

من شاهد بودم:

راننده‌ای که صبحها می‌بَرد

عصرها خودش را می‌بَرَد به خانه.

و او

همان راننده است

که فهمیده:

این سیستم، نیاز به اعتراض ندارد؛

تنها نیاز به اطاعتِ ساکت دارد.

و راننده مدیر شد

و مدیر قضاوت می کند

در این اداره تخصصی

و در این اطاعتِ اجباری

من یک موجودِ جدید متولد شدم:

شبحی که با عنوان کارگری

از میان کاغذهای بایگانی عبور می‌کند.

این است متنِ اعتراف من

زیرِ این وزنِ سنگینِ مُجوزِ سکوت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۰۴ ، ۱۳:۴۰

صلح صنعتی؛ رمزگشایی از گره‌های کسب‌وکار ایرانی: گفتگویی با دکتر حجت بقایی

واحد خبر کارگروه صلح و سازش _ ادبیات توسعه|| در دنیای پرچالش کارآفرینی، گاهی اوقات اختلافات حقوقی یا صنعتی، نه تنها مسیر رشد یک واحد تولیدی را سد می‌کنند، بلکه سرمایه‌ها و انرژی مدیران را در پیچ و خمهای فرسایشی قضایی به هدر می‌دهند. در همین راستا، کارگروه صلح و سازش کارآفرینان صنعت ایرانی با هدف ایجاد فضایی برای حل و فصل تخصصی این منازعات شکل گرفته است. برای درک بهتر اهمیت این مأموریت، پای صحبتهای *دکتر حجت بقایی*، دبیر این کارگروه نشستیم.
دکتر بقایی با تاکید بر ضرورت تغییر رویکرد در مدیریت اختلافات، خاطرنشان ساخت: «ما در این کارگروه معتقدیم، صلح و سازش نه یک گزینه ثانویه، بلکه ستون فقرات تداوم و توسعه در صنعت است. وقتی کارآفرینان به جای تمرکز بر تولید و نوآوری، بخش عظیمی از توان خود را صرف دعواهای حقوقی و اختلافات داخلی یا برون سازمانی کنند، عملاً چرخ اقتصاد ملی کند خواهد شد. هدف ما این است که انرژی محبوس شده در این منازعات را آزاد کنیم و به مسیر اصلی بازگردانیم.»
او ساختار این کارگروه را یک تیم تخصصی و چندوجهی دانست که می‌تواند ابعاد گوناگون یک اختلاف را مورد بررسی قرار دهد. دکتر بقایی در این باره توضیح داد: «مسائل صنعت ایران اغلب ترکیبی از چالشهای حقوقی، فنی و مدیریتی هستند. به همین دلیل، هسته مرکزی کارگروه از افرادی تشکیل شده که هر یک در حوزه خود صاحب‌نظر هستند. در بخش مشاوره‌های حقوقی و همچنین راهنماییهای مرتبط با توسعه کارآفرینی، از توان علمی *دکتر علی حسین پور* بهره می‌بریم. ایشان به عنوان مشاور حقوقی و مشاور کارآفرینی، دیدگاهی جامع در ارائه راهکارهای پایدار دارند.»
دبیر کارگروه افزود: «در کنار ایشان، ما نیازمند عمق بخشیدن به تحلیلهای حقوقی هستیم، به‌ویژه در پرونده‌هایی که پیچیدگیهای قراردادی دارند. *دکتر عباس مهدی نیا*، به عنوان دیگر مشاور حقوقی کمیته مرکزی، با تجربه خود، تضمین می‌کند که هیچ جنبه‌ای از حقوق طرفین مغفول نماند و راه‌حلهای ارائه شده از استحکام قانونی کافی برخوردار باشند.»
دکتر بقایی در پایان این گفتگو، به لزوم شناخت دقیق فضای فنی و تولیدی در فرآیند صلح اشاره کرد و گفت: «صلح در صنعت، بدون درک ابعاد فنی آن ممکن نیست. در این مسیر، حضور متخصصانی که زبان صنعت را می‌دانند، حیاتی است. از این رو، *دکتر اکبر امیرپور*، مشاور صنایع ما، نقش محوری در کمیته مرکزی دارد تا اطمینان حاصل کنیم که راه‌حلهای سازش، علاوه بر عدالت حقوقی، از نظر فنی و عملیاتی نیز برای کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی، قابل اجرا و مثمر ثمر باشند.»
به گفته دکتر بقایی، کارگروه صلح و سازش کارآفرینان صنعت ایرانی با تلفیق دانش حقوقی و تجربه صنعتی، به دنبال یک مدل میانجیگری نوین است تا ثابت کند، صلح ارزانترین و سریعترین مسیر برای رونق دوباره تولید و حفظ اشتغال در کشور است.

#ادبیاتـتوسعه
#کارگروهـصلحـوـسازش
#کارآفرینان
#صنعتـایرانی
#حجتـبقایی
#مشاورـتحقیقـوـتوسعه
#دکترـبقایی
#حقوقـتوسعه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۰۴ ، ۰۵:۵۰

ترانه: Lament of the Unseen Ascendant (مرثیه صعود نادیده)

(دکتر حجت بقایی _ دی ماه ۱۴۰۴)

 

سالها در سکوت! در سایه انتخاب من ماندم!

نه از ناتوانی، نه از خواب، بلکه از زنجیر این دَهر!

نور را پس زدم، در غبار اندیشه خزیدم

تنها به نام علم، و احترام به رَهِ اساتیدم!

جامعه سم بود، انرژی‌ام را می‌بلعید

هر فریادی خفه شد در جَوّ یخی بی‌تفاوتی!

اینک زمان نوری دیگر است!از سایه بیرون می‌آیم

به عشق پسرم، سوگند به نامِ معلمینم

آتش درونم شعله‌ور، نه برای جاه، بلکه برای بودنِ خویش!

دیوارها فرو می‌ریزند، سکوتِ لعنتی می‌شکند

از خاکسترِ سکون، برمی‌خیزم، تا خود باشم!

نَظَرش، نگاهش، انفجاری در تار و پود من

پدر شدن، نیرویی فراسوی هر منطقِ علمی!

دیگر پنهان نیستم، نمی‌توانم در خفا بپوسم

وقتی تکه کوچک من، نورِ فردای من است!

آن عشق، آن حمایتِ گرم، در خانه جاری

جلوگیری کرد از خاموشی در سرمای این وادی!

اگر مسیر بسته بود، راه را باید ساخت!

نه صبر کردن، نه انتظار، که اینک زمان عمل است!

من فرصتها را خواهم آفرید، برای دیده‌شدن

برای آن جوانانی که در ظلمت، چشمانشان می‌سوزد!

آری، ممکن است دیر باشد، اما شعله هنوز روشن است

حتی اگر دیر برسی، هنوز می‌توانی بتابی!

از سایه بیرون می‌آیم، اینک زمان نوری دیگر است!

به عشق پسرم، سوگند به نامِ معلمینم،

آتش درونم شعله‌ور، نه برای جاه، بلکه برای بودنِ خویش!

دیوارها فرو می‌ریزند، سکوتِ لعنتی می‌شکند

از خاکسترِ سکون، برمی‌خیزم، تا خود باشم!

دانشم را جاری می‌کنم... تجربه‌ام را نثار...

تنها یک جرقه... برای تو...

+++

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۰۴ ، ۰۵:۴۵

کمیته مرکزی کارگروه صلح و سازش کارآفرینان شمال

 

 

◇دکتر علی حسین پور  Dr. Ali Hosseinpuor

مشاور حقوقی + مشاور کارآفرینی

حقوق کار

حقوق کار آفرینی

 

◇ مهندس فرهاد شهسواری 

Farhad shasavari 

مشاور حقوق صنایع 

مشاور حقوق برندینگ

 

 

◇دکتر حجت بقایی  Dr. Hojjat Baghaei

مشاور تحقیق و توسعه + مشاور رسانه ای

حقوق رسانه

حقوق ادبی

حقوق هنری

حقوق توسعه

«دبیر کارگروه»

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۰۴ ، ۲۲:۱۵

واحد خبر کارگروه صلح و سازش|| ترانه "دنیا ولت می کنه" سروده: دکتر حجت بقایی منتشر شد.
_ _ _ _
دنیا مثل مادرت نیست
که ظهر سرش داد بزنی
شب صدا بزنه اسمتو
تا غذاتو از توی آتیش بکشی
اینجا رحم، یه افسانه است
اینجا سایه ات هم پشتت نیست
اگه زمین خوردی بلند نشی
زمین دهنتو با خاک می‌بَست
☆☆☆
متن کامل ترانه در پایگاه ادبی شعرنو

https://shereno.com/80473/74200/708520.html

#ترانه
#شعر_نو
#دنیا_ولت_میکنه
#حجت_بقایی
#دکتر_بقایی
#مشاور_تحقیق_و_توسعه
#دنیا
#زندگی
#دکتر_حجت_بقایی
#ترانه_زندگی
#ترانه_دنیا
#ادبیات_فارسی
#ادبیات_توسعه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۰۴ ، ۲۲:۰۶

ترانه: «آوازِ خاموشان»

(ترانه سرا: دکتر حجت بقایی)

 

از رگِ این شهر، بَندِ نَفْس می‌آید به گوش
مُهر بر لبها، سکوتِ محض، فریادی خموش

عقل، زندانیِ زنجیرِ عُرفی کهنه شد
پایِ منطق بسته و این مردمانند، بی‌خروش

صوتِ ما را کَنده‌اند از حلقها، ای دادگر!
شورشِ یک واژه، اَنگاریم، طوفانی به جوش

جلوه بازارِ زر، آیینه زنگارِ ماست
سرد شد آتش زِ رگ، در حسرتِ آتش فروز

باید این دیوارِ وهمی را شکافت با نوکِ ساز
تا بلرزد پایه‌های تختِ این چوبین سروش

جامِ مِی پُر شد زِ زهرِ مصلحتها، ساقیا!
باده انکار را، امشب به جام ما بنوش

حافظ از ما دور شد، حافظ برای ما نَشُد
ما نوایِ دیگری می‌خواهیم از این سَرنوشت

این ترانه از من است، حجت بقایی نامم است
همرهم در اعتراض با مردمان بی حرف زشت

ای غزل، دیگر نه سوزِ عشقِ دیرین، زین به بعد
نقدِ این ویرانه را بردار، این هم پی نوشت!

+++

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۰۴ ، ۲۳:۳۳

انتشار ترانه «خوشمزه‌ترین شهر زمان» همزمان با روز رشت؛ ادای دینی عاشقانه به پایتخت خوراکیهای ایران

 
 
 

واحد خبر کارگروه صلح و سازش _ اقتصاددان _ ادبیات توسعه|| همزمان با فرارسیدن دوازدهم دی ماه، سالروز رشت، یکی از پرشورترین و خوش‌طعم‌ترین شهرهای ایران، ترانه‌ای با عنوان «خوشمزه‌ترین شهر زمان» منتشر شد. این اثر، تلاشی است برای ثبت شکوه و هویت چندوجهی این کلانشهر ایران و مرکز استان گیلان در قالب کلمات موزون. این ترانه به طور ویژه، روز رشت را نه تنها به عنوان یک مناسبت شهری، بلکه به عنوان «عید دل» و «روز عشق خدا» توصیف می‌کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۰۴ ، ۰۹:۵۳

دبیر ستاد مردمی مشاورین تحقیق و توسعه صنعت ایرانی

دکتر حجت بقایی

«مشاور تحقیق و توسعه»

#ستادمردمی

#مشاورتحقیقوتوسعه

#صنعتایران

#دکترحجتبقایی

#نقشهایران

#مشاور

#برندینگ

#توسعه

#تحقیق

#پژوهش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۰۴ ، ۱۱:۰۸

واحد خبر کارگروه صلح و سازش|| غزل قفس زرین از سروده های دکتر حجت بقایی منتشر شد. 

متن غزل به شرح زیر است،/ خبرنگار: م-م

 

غزل: قفس زرین

(ترانه سرا: حجت بقایی)

چه گویم از غمِ این روزگارِ تنگ و بی‌پایان؟
که هر باری که بستم، شد گره بر تارِ پنهان

به هر سو می‌کِشَم پایم، به بن‌بستی رَسَد آخر
حکایت چیست با ما، این چه رسمِ امتحان دادن؟

به نامِ عقل و تدبیر، دریچه‌ها بسته ماندند
دریغا شد زمستان، وقتِ گل‌افشانی و باران

نشد یک دم نفس راحت کشید این مردمِ خسته
زِ تیغِ مصلحتها، پاره شد آیین و ایمان

به هر کس ناله‌ای دیدم، زبانم لال می‌دیدی
که دلسوزی در این بازار، نخواهد رفت آسان

قفسها، گرچه زرین است، پریدن آرزویی نیست
که بیرون از قفس، دیگر بود از جنس یک زندان

ببین حافظ، که این دردِ نهان، در شعر می‌پیچد
که دنیا قیل و قال است و حقیقت می شود پنهان
+++

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۰۴ ، ۰۰:۵۱