از «طبل جنگ» تا «نور بقا»: ترانه حجت بقایی و بازخوانی ضرورت صلح در سایه تهدید
ترانه «تسخیر شب» حجت بقایی، در نگاه اول یک قطعه حماسی به نظر میرسد، اما در لایههای زیرین خود، ندایی قوی برای حفظ و صیانت از سرزمین از طریق پایداری جمعی و فائق آمدن بر منطق جنگ را منعکس میکند. در چارچوب مجله «آقای صلح»، این اثر را نه به عنوان یک فراخوان به رزم، بلکه به عنوان یک مانیفست برای دفاع غیرفعال از طریق اتحاد و عشق به وطن بررسی میکنیم.

سرویس ادب و هنر آقای صلح به بررسی این ترانه زیبا از دکتر حجت بقایی پرداخته که گزارش آن تقدیم مخاطبین محترم می شود.
نگاهی به گفتمان صلح در متن حماسی: ادبیات صلح غالباً با ادبیات مقاومت در تعارض به نظر میرسد، اما شاهکلید فهم «تسخیر شب» در این است که شاعر، به جای تداوم چرخه نزاع، راه خروج از «شب» را در عشق و غفلت نکردن جستجو میکند.
۱. تقابل دوگانه: جنگ به مثابه هزینه، صلح به مثابه مقصد:
شعر بقایی به صراحت از وجود تهدید (دشمن، طبل جنگ، فشنگ انباشته) سخن میگوید؛ این بخش به عنوان توصیف واقعیت موجود و هزینه سنگین عدم صلح عمل میکند. شاعر با این اعتراف، زمینه را برای ارائه راه حل فراهم میآورد:
> «ترس بر ما نیست، بی اثر کرده خدا ترست به ما / چونکه عشق این وطن در قلبهامان کاخته»
این بیت، هسته اصلی پیام صلحجویانه است: قدرت واقعی در حفظ انسجام درونی و عشق بیقید و شرط (که نیازی به خشونت خارجی ندارد) نهفته است. این «عشق»، همان نیروی صلحآفرین درونی است که سایه ترس را از بین میبرد.
۲. نقش اسطورهها در ترویج پایداری (به جای خونریزی):
حضور «روح رستم» و «روح بابک» در این اثر، نباید صرفاً به معنای آمادگی برای جنگ تفسیر شود. در نگاهی صلحمحور، این اسطورهها به عنوان سرمایههای نمادین ملی معرفی میشوند که بقایشان وابسته به بقای خودِ وطن است:
> «این وطن با من و یا بی من طلاست / او بقایش را به پا، با نسل ایران داشته»
این تأکید بر بقا و تداوم حیات وطن (حتی بدون حضور شخص شاعر) اهمیت مطلق «حفظ» را بر «تخریب» اولویت میدهد. این یک دعوت به حفظ زیرساختهای ملی و صلح اجتماعی برای تضمین تداوم تاریخی است.
۳. ساختار و زبان؛ پرهیز از شعارزدگی: شاعر با موفقیت، از تقلیل شعر به یک شعار صرف پرهیز کرده است. استفاده از تصاویر بصری قوی مانند «غولها اطراف ما، با تیر کمانهای شکسته» نه تنها ترس را القا میکند، بلکه ناتوانی دشمن را نیز یادآوری میکند. این نگاه واقعبینانه به توانمندیهای طرف مقابل (که دستشان خالی یا ابزارشان شکسته است) میتواند مقدمهای برای ورود به گفتگوهای مبتنی بر قدرت و امنیت متقابل باشد، که یکی از پایههای دیپلماسی فعال است.
جمعبندی گروه ادب و هنر [آقای صلح]: «تسخیر شب» یک مرثیه جنگ نیست؛ بلکه یک هشدار صریح نسبت به هزینههای غفلت است که بقای ملت را به اتحاد درونی و عشق پایدار گره میزند. بقایی در این اثر نشان میدهد که بهترین نوع مقاومت، محافظت از هسته معنوی ملت در برابر تاریکیهاست، تا نور امید و تداوم، حاکم بر چشمانداز آینده باشد.
+++
متن ترانه:
ترانه: «تسخیر شب»
(حجت بقایی)
در دل تاریک شب، صد راز در سینه نشسته
ابرها هم گیسوانش، با غم و اندوه بسته
چشم سرخِ آتشین، در انتظار جنگ باشد
غولها اطراف ما، با تیر کمانهای شکسته
می کشیم ما از سیاهی این وطن را سوی نور
کارهامان در وطن را، دشمن هیچ انگاشته
دشمنی که در دلِ شب، فتنه بر ما میکند
با صدای طبلِ جنگ، در سپاه خود فشنگ انباشته!
ترس بر ما نیست، بی اثر کرده خدا ترست به ما
چونکه عشق این وطن در قلبهامان کاشته
مرزهای این وطن را اولیا حفظ می کنند
با قدمهاشان، هم ایران را به نور آراسته
ما به میدان تازه بشناسیم خود
با شروع حمله ات، روح رستم، روح بابک هم به جنگ برخاسته
ما چون سایه ایم در زیر نور این وطن
دشمن همیشه در کمین، صد بار بر ما تاخته
گر که ما غفلت کنیم، در لحظه ای از این وطن
دشمنان در ثانیه، صد نقش دیگر ساخته
این وطن با من و یا بی من طلاست
او بقایش را به پا، با نسل ایران داشته
+++







