پنجره به سوی رهایی
پنجره به سوی رهایی
(نویسنده: حجت بقایی)
در این روزهای سرد
تقویم دو پنجره باز کرده است به آسمان
یکی، پنجرهای است که بخار از آن بلند میشود
بخارِ سجادههای کوچک
عطرِ اسپندِ نیمه شعبان
نجوایی آرام در شب
وعدهای که پشتِ ابرها پنهان است
منتظرِ گشایشی که قلب را از سنگ میتراشد
و آن یکی
پنجرهای است که بادِ سردِ بهمن از آن زوزه میکشد
آتش است
صدای سوتِ خمپاره نیست
صدای شکستن زنجیر است
فریادِ مردمی که از خاک برخاستند
و گفتند: دیگر کافی است
دهه فجر، زخمی باز است
که با سرخیِ پرچم التیام مییابد
شعبان میگوید: "صبر، آمدنی در کار است"
بهمن میگوید: "ایستادگی، خودِ آمدن است"
یکی، امیدِ غیبی را در دل میکارد
و دیگری، زمین را برای کاشت آماده میکند
یکی نورِ ستارهای دور است
دیگری شعله تنوری که نانِ فردا را میپزد
و من
در این میان
فقط میایستم
بین نورِ نجوا شده
و شعله فریاد شده
و میدانم
آنکه در نیمه شعبان خواهد آمد
همان است که بیست و دوم را به آتش کشید
دو ریشهاند
در یک تنه
انتظار برای رهایی
+++
#ترانه
#شعرـفارسی
#نیمه_شعبان
#دهه_فجر
#ایام_شعبانیه
#بیست_دوم_بهمن
#ادبیات_توسعه
#بهمن
#حجتـبقایی
#سفارشـترانه
#شعرـنو
#دکتر_بقایی
#ترانهـراک
#دکتر_حجت_بقایی
#پاپ
#رپ
#شعرـسپید
#مشاور_تحقیق_و_توسعه