گفتگو با دکتر حجت بقایی؛ مشاور تحقیق و توسعه، تکنسین فنی رسانه، و نویسنده ترانه
فرهنگ توسعه|| در یکی از بعدازظهرهای پاییزی، گفتگویی داشتیم با دکتر حجت بقایی، کسی که در مرز میان فناوری، آموزش، و ادبیات حرکت میکند. او نه تنها مشاور تحقیق و توسعه و تکنسین فنی رسانه است، بلکه در عرصههای ادبی هم دستی بر آتش دارد؛ فیلمنامه، شعر و ترانه مینویسد. اما خودش معتقد است که نوشتن، برایش چیزی فراتر از هنر است.
✓نوشتن، عملی اعتراضی: او در ابتدای گفتگو جملهای گفت که شالوده نگاهش را روشن کرد:
> «نوشتن، خودش اعتراض است.»
این جمله کوتاه، معنایی عمیق دارد. به باور بقایی، نویسنده نه از سر تفنن، بلکه از ضرورت مینویسد. او میگوید بسیاری از مسائل اجتماعی و شخصی را نمیتوان در گفتار عادی یا رسانههای رسمی بازگو کرد، اما در قالب نوشتن، میتوان همان حرفها را به زبانی دیگر به گوش رساند.

به همین دلیل است که هرچند گاهی از سر دلزدگی یا بیمیلی میگوید «دوست ندارم فیلمنامه یا شعر بنویسم»، اما باز هم نوشتن را رها نکرده است؛ چون آن را شکلی از مقاومت فرهنگی میداند.
✓از فیلمنامه تا ترانه؛ سفر میان قالبها: او تجربه نوشتن در قالبهای مختلف را دارد، اما تاکید میکند که ترانه برایش جهانی دیگر است. در حالی که فیلمنامه ساختاری دقیق و تکنیکی دارد و شعر به درونگرایی میگراید، ترانه چیزی میان این دو است؛ زبانی ساده و صمیمی که با مردم سخن میگوید.
بقایی میگوید:
> «ترانه را میخواهم، چون در آن میتوانی هم احساس را منتقل کنی، هم اعتراض را.»
در نگاه او، ترانه ابزار ارتباطی زندهای است که میتواند هم جنبه آموزشی داشته باشد، هم الهامبخش و هم انتقادی.
✓ نوشتن برای انتقال تجربه و آموزش: دکتر بقایی در ادامه از مأموریت شخصیاش در نوشتن سخن گفت:
> «من هر زمان که بتوانم مینویسم برای انتقال مفاهیم، آموزش، و ایجاد منابعی برای کسانی که به دنبال ایدههای جدید میگردند.»
از دید او، نوشتن یک تمرین ذهنی برای فهم عمیقتر دنیاست. کلمات، نه صرفاً ابزار بیان، بلکه وسیلهای برای فهمیدن و آموختن هستند. به همین دلیل تلاش میکند در هر نوشتار، رگهای از آموزش و اندیشه باقی بگذارد.
✓نتیجهگیری؛ نوشتن به مثابه مسئولیت: در پایان گفتگو، آنچه از سخنان دکتر بقایی برمیآید، این است که برای او «نوشتن» مسئولیتی اخلاقی است؛ تلاشی برای بیان چیزهایی که دیده نمیشوند یا شنیده نمیشوند. از نگاه او، نویسنده کسی نیست که صرفاً بنویسد، بلکه کسی است که نمیتواند ننویسد.
چنین نگاهی، نوشتن را از سطح سرگرمی یا بیان احساسات شخصی بالاتر میبرد و آن را به کنشی فرهنگی و اجتماعی تبدیل میکند، همان جایی که «کلمه» بدل میشود به صدایی از دل جامعه.
+++






