تلاش برای صلح

گروه بین المللی صلح و حقوق بشر

تلاش برای صلح

گروه بین المللی صلح و حقوق بشر

به زودی

بایگانی

عدالت در آستانه خاکستری؛ گفتگو با دکترحجت بقایی

[[ واحد خبر کارگروه صلح و سازش]]

[[مقدمه: سایه عدالت بر جهان امروز]]
مفهوم عدالت، ریشه‌ای دیرینه در فلسفه، شریعت و وجدان جمعی بشر دارد. اما در پیچیدگیهای جهان معاصر، این مفهوم شفافیت خود را از دست داده و اغلب در هاله‌ای از ابهام فرو می‌رود. در این گزارش، نگاهی به تلاطم این مفهوم اساسی از منظر دکتر حجت بقایی، مشاور تحقیق و توسعه + عضو کارگروههای صلح و سازش همچنین شاعر و ترانه‌سرا، می‌اندازیم؛ کسی که شعر «عدالت خاکستری» او، مرثیه‌ای است برای انتظار انسان معاصر.
بخش اول: عدالت کجاست؟ ظلم‌های نادیده:
گفتگوی ما (که در تار و پود این گزارش تنیده شده است) بر این محور می‌چرخد که عدالت در تجربه زیسته ما، گاه از سطح فراتر رفته و در لایه‌های عمیقتر، دچار چالش می‌شود. این روزها، بسیاری از افراد احساس می‌کنند که فرآیندهای قضایی و اجتماعی، در تشخیص ظرافتهای ظلم، ناکام می‌مانند. دکتر بقایی بر این باور است که بزرگترین ظلم، آن است که در روز روشن رخ دهد اما به دلیل پیچیدگیهای ساختاری یا غفلت جمعی، از دید قاضی یا ناظر پنهان بماند. این «عدالت خاکستری» است؛ جایی که حق و باطل آنقدر در هم تنیده‌اند که حکم دادن دشوار می‌شود و در این میان، بیشترین آسیب را عدالت می‌بیند. آنچه که به نظر می‌رسد، تنها بازتابی از عدالت است، نه خود حقیقت آن.
بخش دوم: صبر ابدی در روزهای کش آمده:
دکتر بقایی، در تحلیل این وضعیت، کلیدواژه‌ای را بر زبان می‌آورد که سنگینی همه این انتظار را بر دوش می‌کشد: «صبر». او این صبر را نه یک پذیرش منفعلانه، بلکه یک ایستادگی حماسی در برابر زمان می‌داند. همان‌طور که در شعرش آمده است:

> صبر...

> کلمه‌ای کوتاه

> اما ابدی

> مثل این روزهای کش آمده

> که خورشید در آنها

> هرگز نمی‌میرد تا شبِ رهایی برسد.


این روزهای کش آمده، نمادی از زندگی‌ای است که در انتظار تحقق یک وعده اخلاقی و اجتماعی به سر می‌برد. این انتظار، به قیمت سنگینی تمام می‌شود. انسان خود را در «آستانهٔ خاکستری» می‌یابد؛ مرز میان آنچه وعده داده شده (آرمان عدالت) و آنچه به دست آمده (واقعیت تلخ). این فاصله، جوانیها را می‌بلعد و امیدهای بزرگ را به لبخندهایی که شاید هرگز زده نشوند، تبدیل می‌کند.
بخش سوم: شعر به مثابه فریاد نهایی:
شعر «عدالت خاکستری» (ترانه سرا: حجت بقایی) نقطه اوج این تأملات است. این شعر، پرسشی مستقیم را طرح می‌کند:

> عدالت...

> کجایی؟

> آیا تو اسطوره‌ای بودی؟

> یا فقط طنینی محو در دهانِ باد.


این سوال، نه از سر ناامیدی مطلق، بلکه از سر خستگی از وعده‌های مکرر است. وقتی سایه عدالت بر دیوار زندگی فرد نمی‌افتد، فرد تمام هستی خود را وقف جستجوی آن کرده است:

> سایه‌ات

> هرگز بر این دیوار نیافتاد.

> و من

> که جوانی‌ام را نذرِ سایه‌ات کردم

> اکنون

> به لبخندی که می‌ترسم هرگز نخواهم زد

> می‌رسم.


در تقابل با مرگ که «یک وعدهٔ نزدیکتر» است، عدالت تبدیل به یک مفهوم دوردست و دیرآمده می‌شود. شاعر در پایان، در اوج استیصال، نه طغیان، که التماس به تداوم صبر می‌کند:

> آه

> ای عدالتِ دیرآمده!

> من

> فقط

> کمی

> صبر...

> بیشتر،

> می‌خواهم.

> تا ببینم

> آیا آخرین پلک زدنِ من

> برای دیدنت کافیست؟


این اوج بیانگر این حقیقت است که بزرگترین عدالت مورد انتظار، دیدنِ خودِ عدالت است، حتی اگر در آخرین لحظات حیات میسر شود.
نتیجه‌گیری: ضرورت شفافیت در آستانه:
گزارش ما نشان می‌دهد که چالش عدالت در عصر جدید، نه در نفی وجود آن، بلکه در سختیِ اثبات و مشاهده آن است. تا زمانی که سایه عدالت بر دیوارهای روزمره ما نیافتد، «صبر» تنها پناهگاه ماست. امید آن است که این تأملات، تلنگری باشد برای بازنگری در تعریفهایمان از عدالت، پیش از آنکه آخرین پلکهایمان را ببندیم.
+++

متن کامل شعر:
عدالت خاکستری

(حجت بقایی)

صبر...
کلمه‌ای کوتاه
اما ابدی
مثل این روزهای کش آمده
که خورشید در آنها
هرگز نمی‌میرد تا شبِ رهایی برسد.

من ایستاده‌ام
در آستانهٔ خاکستری
جایی میانِ وعده و واقعیت.

عدالت...
کجایی؟
آیا تو اسطوره‌ای بودی؟
یا فقط طنینی محو در دهانِ باد؟

سایه‌ات
هرگز بر این دیوار نافتاد.
و من
که جوانی‌ام را نذرِ سایه‌ات کردم
اکنون
به لبخندی که می‌ترسم هرگز نخواهم زد
می‌رسم.

مرگ
یک وعدهٔ نزدیکتر است
از تو.
آه
ای عدالتِ دیرآمده!
من
فقط
کمی
صبر...
بیشتر،
می‌خواهم.
تا ببینم
آیا آخرین پلک زدنِ من
برای دیدنت کافیست؟

+++

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۰۴ ، ۲۲:۲۰

نقش داوری در R&D: هم‌افزایی تخصص: نقش حیاتی داوری حقوقی در تسریع نوآوریهای تحقیق و توسعه (R&D

[[ خلاصه گفتگو با: حجت بقایی، مشاور تحقیق و توسعه (R&D) ]]

 

واحدخبرکارگروه صلح و سازش - اختصاصی اقتصاددان// تحقیق و توسعه، قلب تپنده هر سازمان پیشرو است. اما این قلب، بدون یک شبکه پشتیبانی حقوقی قوی، اغلب دچار انسداد می‌شود. در دنیای امروز، نوآوری دیگر فقط در آزمایشگاهها شکل نمی‌گیرد؛ بلکه در امضای قراردادهای لایسنس، مذاکرات سرمایه‌گذاری خطرپذیر، و حفاظت از مالکیت فکری (IP) تثبیت می‌شود. ما در R&D، مرز دانش را جابجا می‌کنیم، اما این مرزها باید توسط حفاظی مستحکم از قوانین و مقررات صیانت شوند.

مسیر نوآوری در حوزه‌های پیشرفته فناوری، خواه توسعه یک داروی جدید باشد و خواه ساخت یک تراشه کوانتومی، مملو از تعهدات پیچیده بین‌المللی، قراردادهای محرمانه (NDA)، و سرمایه‌گذاریهای هنگفتی است که نتایج آنها ممکن است سالها بعد مشخص شود. این محیط، ذاتاً مستعد اختلافات حقوقی است. قراردادهای انتقال فناوری، مشارکتهای دانشگاهی-صنعتی (University-Industry Collaboration)، و توافقنامه‌های توسعه مشترک (Joint Development Agreements) همگی نیازمند مکانیزمهای حل اختلاف کارآمد و تخصصی هستند. در غیاب این مکانیزمها، فرآیند نوآوری متوقف شده و ارزش بالقوه سرمایه‌گذاریها از بین می‌رود.

اهمیت مالکیت فکری (IP) در R&D:

هسته اصلی ارزش در R&D، داراییهای نامشهود (Intangible Assets) است. پتنتها، اسرار تجاری، و دانش فنی انباشته شده (Know-how) بزرگترین داراییهای ما هستند. هر گونه درگیری بر سر مالکیت این داراییها—مانند ادعای نقض پتنت، ابطال مجوز، یا سرقت فرمولاسیون—نیاز به محیطی دارد که بتواند ماهیت فنی این اختلافات را درک کند. دادگاههای سنتی، با فرآیندهای طولانی و عمومی خود، اغلب برای حفظ محرمانگی و سرعت مورد نیاز در فناوریهای در حال تحول، ناکارآمد هستند.

بخش اول: داوری در منظر R&D – فراتر از اختلافات قراردادی ساده

«داوری سنتی، گرچه ابزاری عالی برای حل سریع اختلافات تجاری است، اما در مواجهه با مسائل پیچیده R&D دچار چالش می‌شود. یک اختلاف مربوط به نقض پتنت یا افشای یک فرمول جدید، صرفاً یک مسئله حقوقی نیست؛ بلکه نیازمند درک عمیق از علم پشت آن است. داوری که فاقد درک اولیه از فرآیندهای بیوتکنولوژی، الگوریتمهای یادگیری ماشین، یا مهندسی مواد باشد، صرفاً بر اساس شهادتهای متناقض تصمیم می‌گیرد. اینجاست که نقش وکلا در داوریها اهمیت مضاعف پیدا می‌کند.»

اختلافات R&D اغلب به مسائل عمیق فنی گره خورده‌اند:

صلاحیت فنی (Technical Scope): در یک پرونده مربوط به حوزه بیوتکنولوژی، آیا یک ادعای پتنت (Claim) مبتنی بر توالی ژنتیکی (Genetic Sequence) که توسط طرف A ارائه شده، توسط طرف B نقض شده است؟ داور باید قادر به تفسیر دقیق متون فنی، نقشه‌های ساختار مولکولی، و داده‌های بالینی باشد.

نقض پتنت و حوزه ادعا (Patent Infringement and Claim Scope): ارزیابی نقض مستلزم درک مفهوم “برابری قانونی” (Doctrine of Equivalents) است. این امر مستلزم دانش عمیق در مورد اینکه آیا یک ماده شیمیایی جایگزین شده (مثلاً در مهندسی مواد) عملکردی معادل با ماده ثبت شده اصلی دارد، حتی اگر از نظر ساختاری کمی متفاوت باشد. این ارزیابی نیازمند مدل‌سازیهایی مانند:

[ \text{Equivalency} = f(\text{Function}, \text{Way}, \text{Result}) ]

که باید توسط داور (یا تیم داوری) به درستی تفسیر شود.

اعتبارسنجی دانش (Validation of Know-how): در قراردادهای توسعه مشترک، اغلب اختلاف بر سر این است که کدام طرف به دانش فنی‌ای دست یافته که پیش از این وجود نداشته است. اثبات این امر نیازمند بررسی دقیق سوابق آزمایشگاهی، ژورنالهای کدنویسی، و داده‌های تجربی (Raw Data) است.

داوری صرفاً حقوقی در این موارد، خطر صدور حکمی را به همراه دارد که از نظر علمی قابل اجرا نیست، یا به طور ناخواسته نوآوری را در جهت اشتباه هدایت می‌کند.

بخش دوم: صلاحیت وکیل – تخصص دوگانه در داوریهای فنی

«پرسش اصلی این است: آیا یک وکیل می‌تواند داور باشد؟ پاسخ در شرایط خاص، قطعاً ‘بله’ است، اما با یک قید مهم: ‘وکیل متخصص در حوزه فنی مربوطه’. یک وکیل متخصص در مالکیت فکری، که سالهاست در پرونده‌های مرتبط با فناوریهای نوظهور کار کرده، نه تنها زبان حقوقی را می‌فهمد، بلکه می‌تواند سؤالات فنی درستی را از کارشناسان بپرسد. این تخصص دوگانه، او را به یک داور ایده‌آل برای موارد R&D تبدیل می‌کند. اگر داور صرفاً از منظر حقوقی صرف به یک نقشه راه فنی نگاه کند، ممکن است نتایج حاصله، از نظر فنی غیرقابل اجرا یا غیرمنطقی باشند.»

تخصص دوگانه، به معنای تسلط بر مرزهای مشترک حقوق و فناوری است. این ویژگی در چند زمینه حیاتی است:

الف) انتخاب کارشناسان فنی (Expert Witnesses):

وکیل-داور متخصص می‌داند که کدام نوع کارشناس برای شهادت در مورد یک الگوریتم یادگیری ماشین (Machine Learning Algorithm) باید انتخاب شود؛ یک دانشمند کامپیوتر متخصص در شبکه‌های عصبی (Neural Networks) یا یک مهندس نرم‌افزار عمومی. او می‌تواند اعتبار علمی و روش‌شناختی شهادتهای ارائه شده را به درستی بسنجد، نه فقط انطباق آنها با فرمتهای حقوقی.

ب) مدیریت شواهد پیچیده:

در حوزه R&D، شواهد اغلب شامل حجم عظیمی از داده‌های دیجیتال، کدهای منبع (Source Code)، و گزارشهای آزمایشگاهی است. یک وکیل با پیش‌زمینه فنی می‌تواند چارچوبهایی برای تجزیه و تحلیل این شواهد تعیین کند، مانند نیاز به تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها یا ارزیابی صحت شبیه‌سازیها. به عنوان مثال، اگر داده‌ها باید توزیع نرمال (Normal Distribution) را دنبال کنند تا ادعای خاصی ثابت شود، داور باید این مفاهیم آماری را درک کند. اگر میانگین نتایج ( \mu ) و انحراف معیار ( \sigma ) به صورت زیر باشد:

[ \text{Data Set: } {x_1, x_2, \dots, x_n} ]

داور باید بداند که آیا تفاوت مشاهده شده از نظر آماری معنادار است یا خیر (مثلاً، آیا ( \text{p-value} < 0.05 )).

ج) درک ماهیت نوآوری:

نوآوریها اغلب بر اساس یک فرآیند تکراری (Iterative Process) توسعه می‌یابند. یک داور متخصص درک می‌کند که ممکن است نقاط عطف (Milestones) در یک پروژه R&D به طور دقیق از پیش تعیین نشده باشند، و باید انعطاف‌پذیری لازم را در تفسیر مفاهیم “تکمیل پروژه” یا “رسیدن به سطح فناوری لازم” اعمال کند. این امر نیازمند نگاهی فراتر از متون خشک قرارداد است.

بخش سوم: تضاد منافع و اسرار تجاری در هسته R&D

«بزرگترین چالش در مورد وکلا، حفظ بی‌طرفی مطلق است. هنگامی که صحبت از ‘اسرار تجاری’ می‌شود (که همان دانش نهفته و سرمایه‌گذاریهای چند ساله ماست) هرگونه نشت اطلاعات یا حتی ظن نشت، می‌تواند فاجعه‌بار باشد. وکیلی که پیش از این وکالت شرکتی رقیب را بر عهده داشته، یا در حال حاضر در پرونده‌های مشابهی درگیر است، می‌تواند ناخواسته یا ناخودآگاه، رویه داوری را تحت تأثیر قرار دهد. اینجاست که قوانین داوری باید بسیار سخت‌گیرانه عمل کنند تا اطمینان حاصل شود که هر دو طرف، فرآیند را قابل اعتماد بدانند. برای ما در R&D، سرعت حل منازعه مهم است، اما حفظ محرمانگی مهمتر است.»

در حوزه R&D، اسرار تجاری (Trade Secrets) معمولاً دارای ارزش اقتصادی بسیار بیشتری نسبت به پتنتهای ثبت شده هستند، زیرا اجرای آنها آسانتر و افشای آنها دشوارتر است.

مدیریت اطلاعات محرمانه در داوری:

فرایند داوری باید سازوکارهای بسیار قوی برای مدیریت اطلاعات طبقه‌بندی شده (Confidential Information) داشته باشد. این سازوکارها شامل موارد زیر است:

داوریهای خصوصی و محدود: برخلاف دادرسیهای دادگاهی عمومی، داوریها ذاتاً خصوصی هستند، اما باید اطمینان حاصل شود که تنها افراد ضروری (داوران و مشاوران فنی مجاز) به داده‌های حساس دسترسی دارند.

حفاظت از ‘مستندات حفاظتی’ (Protective Orders): این دستورالعملها باید به طور خاص تدوین شوند تا مشخص کنند چه کسی می‌تواند به کد منبع، فرمولهای شیمیایی، یا داده‌های آماری دسترسی داشته باشد و این اطلاعات چگونه باید رمزگذاری و نگهداری شوند.

تضاد منافع پیچیده: وکلایی که سابقه کار در صنعت خاصی را دارند، ممکن است ناخودآگاه اطلاعات رقبا را با خود حمل کنند. نهادهای داوری بین‌المللی مانند ICC یا LCIA دارای دستورالعملهای سخت‌گیرانه‌ای برای افشای ارتباطات گذشته هستند. برای پرونده‌های فناوری، این افشاگریها باید فراتر از روابط سنتی وکیل-موکل باشد و شامل مشاوره فنی با شرکتهای رقیب در همان حوزه نوآوری نیز باشد.

اگر داوری به صورت ترکیبی (Hybrid Arbitration) اجرا شود, یعنی یک داور حقوقی به همراه دو داور فنی متخصص باید اطمینان حاصل شود که داوران فنی نیز همان تعهدات را در قبال اسرار تجاری رعایت می‌کنند.

بخش چهارم: داوری در چرخه‌های نوآوری بلندمدت (Long-Cycle Innovation)

بسیاری از پروژه‌های R&D، به ویژه در صنایع هوافضا یا انرژیهای پیشرفته، دوره‌های ۱۰ تا ۲۰ ساله برای رسیدن به سوددهی دارند. قراردادهای همکاری در این پروژه‌ها باید راهبردهای بلندمدتی برای حل اختلاف در نظر بگیرند.

پویایی قراردادهای تحقیق و توسعه:

قراردادهای R&D ماهیتی پویا دارند؛ آنها با پیشرفت پروژه تغییر می‌کنند. در طول فاز اول (توسعه مفهومی)، تعهدات قرارداد ممکن است بر اساس فرضیات علمی خاصی بنا شده باشد. اما در فاز دوم (نمونه‌سازی و اعتبارسنجی)، این فرضیات ممکن است تغییر کنند.

اگر یک اختلاف در اواسط مسیر بروز کند، داوری باید توانایی صدور حکمی را داشته باشد که نه تنها گذشته را جبران کند، بلکه مسیر آینده پروژه را نیز تنظیم نماید. این نیازمند صدور احکامی است که جنبه‌های اجرایی (مثل تغییر سهم مالکیت IP در صورت شکست فرضیه اولیه) را نیز شامل شود، نه فقط پرداخت خسارت مالی.

نقش مشاوره حقوقی پیشگیرانه:

آقای بقایی تأکید می‌کند که بهترین داوری، داوری‌ای است که هرگز نیاز به شروع شدن نداشته باشد. این امر مستلزم ادغام مشاوران حقوقی در مراحل اولیه تدوین طرح R&D است. تیمهای حقوقی باید در جلسات استراتژیک تیمهای علمی شرکت کنند تا اطمینان حاصل شود که:

تمام تعهدات قراردادی با تواناییهای فنی موجود مطابقت دارند.

فرمول‌بندیهای مربوط به مالکیت IP در صورت موفقیت یا شکست، به روشنی تعریف شده است.

ماتریس ریسک پروژه، شامل ریسکهای حقوقی، به طور منظم بازبینی می‌شود.

نتیجه‌گیری: افق همکاری اجتناب‌ناپذیر

«آینده حل و فصل اختلافات در حوزه‌های فناورمحور، نیازمند نهادهای داوری است که بتوانند پلهای ارتباطی محکمی بین حقوق و علم برقرار کنند. ما به داورانی نیاز داریم که نه تنها در قانون متبحر باشند، بلکه بتوانند با مهندسان و دانشمندان ما به زبان مشترک صحبت کنند. وکلا، با آموزشهای حقوقی خود، می‌توانند این پل را بسازند، به شرط آنکه چارچوبهای حرفه‌ای سخت‌گیرانه‌ای برای مدیریت تضاد منافع در برابر اسرار تجاری در نظر گرفته شود. این هم‌افزایی، نه تنها منازعات را حل می‌کند، بلکه چرخه نوآوری را نیز سرعت می‌بخشد.»

داوری در زمینه تحقیق و توسعه دیگر یک گزینه ثانویه نیست؛ بلکه یک ضرورت استراتژیک است. توانایی یک نهاد داوری برای ترکیب عمق دانش حقوقی با درک ماهیت فنی نوآوری، عامل تعیین‌کننده‌ای در حفظ مزیت رقابتی سازمانها در اقتصاد دانش‌بنیان است. این امر نیازمند تکامل نهادهای داوری به سمت سیستمهایی است که به طور فعال به دنبال جذب متخصصانی با تخصصهای بین‌رشته‌ای (Interdisciplinary Expertise) باشند و استانداردهای سخت‌گیرانه‌ای را برای حفظ اسرار تجاری در طول فرآیند حل اختلاف اعمال کنند. تنها در این صورت است که می‌توان اطمینان حاصل کرد که قلب تپنده R&D، بدون انسداد قانونی، با سرعت به مسیر پیشرفت ادامه خواهد داد.

گفتگو با حجت بقایی آذر ۱۴۰۴/

حجت بقایی؛ تکنسین فنی رسانه -

مشاور تحقیق و توسعه -

عضو کارگروه‌های صلح و سازش کشور -

مشاور توسعه فعالیت‌های شبکه مخترعین و مسئول گسترش هسته های فناور در شمال کشور

https://eqtesaddan.ir/?p=208019

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۰۴ ، ۱۰:۲۵

اقتصاد ایران نیازمند یک رصدخانه دائمی است

[[ اخبار کنفرانسها – تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۴۰۴ ]]

واحد خبر کارگروه صلح و سازش _ خبر ویژه|| دکتر حجت بقایی، طراح و پیشنهاددهنده طرح «کنفرانس دوسالانه اقتصاددانان ایران»، در تشریح جزئیات این ابتکار، بر ضرورت نهادینه‌سازی بستری تخصصی برای حل چالشهای کلان اقتصادی کشور تأکید کرد. وی بیان داشت که برگزاری این کنفرانس در قالب یک رویداد منظم دوسالانه، پاسخی به نیاز مبرم جامعه علمی و سیاستگذاران برای دسترسی به تحلیلی عمیق و بدون وقفه از وضعیت اقتصاد ایران است.

*لزوم برگزاری و اهداف بلندمدت:*
دکتر بقایی، ضرورت برگزاری این رویداد را در ایجاد پلی میان نظریه و عمل دانست. او خاطرنشان ساخت: «اقتصاد ایران با پیچیدگیهای ساختاری مواجه است که تنها با نگاههای سطحی و کوتاه‌مدت قابل حل نیستند. این کنفرانس فرصتی است تا دیدگاههای متفاوت، مدلهای جدید و راهکارهای عملیاتی که از سوی اقتصاددانان برجسته ارائه می‌شود، به صورت نظام‌مند مورد بررسی و در نهایت برای سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد.»

*ارکان محوری ساختار اجرایی:*
طراح این کنفرانس در ادامه به تشریح ساختار محوری این رویداد پرداخت و ارکان کلیدی را ضامن پایداری آن دانست. وی بر نقش محوری *ریاست کنفرانس* ، به عنوان تعیین‌کننده جهت‌گیریهای کلان، تأکید کرد.
اما قلب تپنده کنفرانس، ساختار چندلایه مدیریتی آن است. *شورای سیاست‌گذاری* وظیفه دارد تا با رصد دقیق مسائل روز، محورهای اصلی کنفرانس را انتخاب کند؛ محوری که می‌تواند از اصلاحات ساختاری تا مسائل پولی و بانکی متغیر باشد. دبیران کمیته‌ها و هیئتها نیز با تخصصهای خود، محتوای علمی کنفرانس را غنی‌سازی خواهند کرد.

*دبیرخانه به عنوان موتور محرکه:*
دکتر بقایی نقش *دبیرخانه مرکزی* را حیاتی خواند و آن را ستون فقرات اجرایی کنفرانس توصیف نمود: «دبیرخانه مرکزی، وظیفه هماهنگی جامع بین تمامی بخشها، از شورای سیاست‌گذاری تا دبیران استانی را بر عهده دارد. این هماهنگی مانع از شکاف بین برنامه‌ریزی و اجرا می‌شود.»

*تداوم گفتمان اقتصادی در فاصله زمانی:*
یکی از مهمترین نوآوریهای طرح، توجه به فاصله دو ساله برگزاری کنفرانس اصلی است. دکتر بقایی در این باره گفت: «ما نمی‌توانیم اجازه دهیم که گفتمان اقتصادی تنها هر دو سال یک بار فعال شود. به همین دلیل، در فاصله زمانی بین کنفرانسها، *سلسله میزگردها و سمینارهای جانبی* در مراکز علمی و دانشگاهی مورد تقاضا برگزار خواهد شد. این فعالیتهای جانبی، پویایی علمی را حفظ کرده و فرصتی برای نقد و بررسی زودتر مقالات و تبادل نظر مستمر فراهم می‌آورد.»
وی در پایان ابراز امیدواری کرد که این کنفرانس به تدریج تبدیل به مرجع معتبر و مرجع سیاستگذاری در حوزه اقتصاد ایران شود.
+++

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۰۴ ، ۰۱:۰۷

یک هفته فعالیت فشرده رسانه‌ای؛ از همکاری فنی تا تولید محتوای خبری در «ایران جان؛ گلستان»

تیوال(گردشگری)، در جریان اجرای برنامه تلویزیونی «ایران جان؛ گلستان»، حجت بقایی به‌عنوان کمک مهندس واحد سیار و در حوزه‌های دستیار فنی، تصویربرداری، امور صدا و امور تأسیسات با این برنامه همکاری داشت.

این مأموریت رسانه‌ای به مدت یک هفته به طول انجامید و طی آن، برنامه با شبکه‌های ملی، استانی و برونمرزی سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در ارتباط و تعامل مستمر قرار داشت.

در حاشیه این مأموریت، حجت بقایی به‌صورت شخصی و مستقل به تولید گزارشها و انجام تحقیقات میدانی درباره پتانسیلها و ظرفیتهای منطقه پرداخت. نتیجه این فعالیتها، تولید بیش از ۲۰ بسته رسانه‌ای در قالب گزارش، مستند کوتاه و محتوای خبری بود که در اختیار رسانه‌های خبری قرار گرفت و بازتاب‌دهنده توانمندیها و ظرفیتهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی منطقه بود.

این همکاری و تولید محتوای رسانه‌ای، نقش مؤثری در معرفی ظرفیتهای منطقه گلستان و تقویت پوشش رسانه‌ای این رویداد تلویزیونی ایفا کرد.

+++

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۰۴ ، ۰۹:۲۳

گزارش درباره پتانسیلهای احیای شهر تاریخی جرجان و تأثیر آن بر اقتصاد منطقه گنبدکاووس

 

 

ستاد مردمی مشاورین تحقیق و توسعه ایران اسلامی _ گروه صنعت گردشگری// در میزگرد مجازی اخیر شورای راهبردی توسعه شرق گلستان، دکتر حجت بقایی با نگاهی عمیق و همراه با دغدغه‌مندی اجتماعی، درباره «جرجان» سخن گفت؛ شهری که روزگاری مرکز علمی و پزشکی دنیا بود و اکنون زیر لایه‌ای از خاک و فراموشی آرام گرفته است. او آغاز سخنش را با اشاره به وضعیت اقتصادی مردم گنبدکاووس همراه کرد؛ وضعیتی که به تعبیر او «نه در شأن ظرفیتهای سرزمین است و نه در تناسب با تاریخ درخشان منطقه».

دکتر بقایی با تأکید بر نقش جرجان در تاریخ تمدن ایران، آن را «سرمایه‌ای که هنوز به جریان نیفتاده» توصیف کرد. به باور او، احیای این شهر تاریخی نه فقط یک پروژه میراثی، بلکه یک راهبرد توسعه‌ای است که می‌تواند ساختار اقتصاد محلی را دگرگون کند. وی توضیح داد که تجربه بسیاری از کشورها نشان داده احیای شهرهای تاریخی، اگر به‌صورت برنامه‌ریزی‌شده انجام شود، می‌تواند محور خلق اشتغال، جذب سرمایه، شکل‌گیری خدمات گردشگری و ایجاد صنایع خلاق فرهنگی باشد.

او در بخش دیگری از گفتگو با اشاره به بافت اجتماعی گنبدکاووس، بر اهمیت نگاه‌کردن به مردم محلی به عنوان «ذینفعان اصلی» تأکید کرد. از نظر او، ساکنان این منطقه سالهاست با مشکلات معاش، درآمد پایین و فرصتهای شغلی محدود دست و پنجه نرم می‌کنند.

بقایی معتقد است که در چنین شرایطی، احیای جرجان می‌تواند یک نقطه تغییر باشد؛ چرا که هر مرحله از این فرآیند، از کاوشهای باستانشناسی گرفته تا مرمت، مدیریت سایت، گردشگری و صنایع دستی ـ به طور مستقیم و غیرمستقیم شغل ایجاد می‌کند.

دکتر بقایی با اشاره به ساختار چندقومیتی گنبدکاووس، این تنوع را یک «ظرفیت فرهنگی بی‌رقیب» برای توسعه گردشگری دانست. او توضیح داد که اگر داستان جرجان با روایتهای ترکمن، فارس و سایر اقوام منطقه گره بخورد، می‌توان یک هویت منحصربه‌فرد و جذاب برای گردشگران داخلی و خارجی خلق کرد.

در بخش دیگری از سخنانش، او بر لزوم ایجاد یک «اکوسیستم توسعه» پیرامون سایت تاریخی تأکید کرد؛ یعنی مجموعه‌ای از خدمات و فعالیتها که از حضور گردشگر پشتیبانی کند: اقامتگاههای بوم‌گردی، نمایشگاههای صنایع‌دستی، آموزش راهنمایان محلی، بازارچه‌های فرهنگی، موزه‌های تعاملی و رویدادهای هنری. هدف، به‌گفته او، آن است که مزیت اقتصادی حاصل از احیای جرجان به‌صورت مستقیم وارد زندگی مردم شود و تنها در یک لایه مدیریتی محدود نماند.

بقایی تأکید کرد که شرایط اقتصادی نه‌چندان مطلوب مردم منطقه باید یکی از مهمترین دلایل برای پیشبرد این طرح باشد.

او گفت: «وقتی می‌گوییم احیای جرجان، منظورمان فقط ظاهر یک شهر تاریخی نیست؛ بلکه احیای امید، رونق معاش و ایجاد یک مدل پایدار توسعه است.» به باور او، اگر این پروژه با مشارکت مردمی، برنامه‌ریزی علمی و نگاه بلندمدت همراه شود، می‌تواند گنبدکاووس را از «حاشیه‌نشینی توسعه» به جایگاه یک قطب گردشگری ـ فرهنگی ارتقا دهد.

در پایان نشست، دکتر بقایی از ضرورت تشکیل یک کارگروه مشترک میان پژوهشگران، مدیران شهری و نمایندگان جامعه محلی سخن گفت؛ کارگروهی که مأموریت آن طراحی برنامه‌ی احیای جرجان با سه معیار اصلی باشد: علمی بودن، اقتصادی بودن و مردمی بودن. از نگاه او، آینده جرجان نه یک رؤیا، بلکه یک فرصت بالفعل است؛ فرصتی که می‌تواند بهبود معیشت مردم گنبدکاووس را از سطح آرزو به سطح واقعیت نزدیک کند.

+++

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۰۴ ، ۱۹:۰۵

 

واخد خبر کارگروه صلح و سازش به نقل از نشریهٔ الکترونیکی کتاب — بخش نقد ادبی// ترانهٔ «قایی، سوارانِ بی‌نام» سروده حجت بقایی یکی از نمونه‌های قابل‌توجه در حوزهٔ شعر حماسی معاصر است؛ متنی که می‌کوشد با بهره‌گیری از زبان تصویری، لحن رزمی و ارجاعات تاریخی، نقش ایل قایی را در حافظهٔ فرهنگی ایران بازخوانی کند.

۱. فضا و تم حماسی؛ ورود به جهان اسطوره: ترانه از نخستین سطر با تصاویری چون «باد شمال» و «سایهٔ مردان ایل کهن» جهانی اسطوره‌گون می‌سازد. حرکت، کوچ، عبور و رزم، عناصر ثابت این فضا هستند. شاعر در خلق «حس حماسه» موفق است، زیرا این لحن تا پایان اثر بدون افت ادامه می‌یابد.

۲. ساختار روایی؛ از پراکندگی تا انسجام: شاعر روایت خطی ارائه نمی‌دهد؛ در عوض، پاره‌روایتهای تاریخی و جغرافیایی از خراسان تا آناتولی را کنار هم می‌چیند.

این گسترهٔ پهناور، هم به اثر بُعد تاریخی می‌دهد و هم مخاطب را به لمس سفری طولانی در لایه‌های تاریخ دعوت می‌کند.

با این حال، اگر خواننده آشنایی کافی با دوره‌های اشاره‌شده نداشته باشد، ممکن است دچار گسست در پیگیری روایت شود.

بقایی در محور «سواران بی‌نام» این پراکندگی را مهار کرده و شالودهٔ معنایی اثر را شکل می‌دهد.

۳. زبان و موسیقی؛ میان کلاسیک و حماسهٔ نو: ترانه در مرز میان بیان کلاسیک و زبان حماسی نو حرکت می‌کند. ترکیبات خوش‌آهنگی چون «سواران طوفان و آهن» و «تندر بی‌پروا» موسیقی درونی اثر را تقویت می‌کنند. قافیه‌های پنهان نیز ریتمی معنایی ایجاد کرده‌اند.

در بخشهایی محدود، انباشت واژگان حماسی زبان را به مرز گزارشی‌بودن نزدیک می‌کند؛ جایی که تصویرپردازی می‌توانست برجسته‌تر باشد.

۴. پیام و مضمون؛ ستایش نام‌آوران گمنام: هستهٔ معنایی اثر، ستایش نیروی تاریخی ایل قایی است؛ نه از منظر قدرت، بلکه از زاویهٔ ایثار و فداکاری. شاعر تلاش دارد نقش فراموش‌شدهٔ آنان را در شکل‌گیری امنیت و آرامش امروز ایران برجسته کند.

این تغییر زاویهٔ نگاه تمرکز بر «بی‌نام‌ها» به‌جای فاتحان ارزش ادبی و اخلاقی اثر را افزایش می‌دهد.

۵. نمادپردازی؛ اسطوره در بستر تاریخ: ترانه از نمادهای آشنای فرهنگ حماسی ایرانی بهره می‌گیرد:

اسب به‌عنوان نماد رزم و آزادی، باد به‌عنوان حامل پیامهای دور، سپند به‌عنوان نشانهٔ پاکی، و آتش نهان که بر قدرت نهفتهٔ تاریخ دلالت دارد.

این نمادها موجب شده‌اند متن در سطحی فراتر از تاریخ‌نگاری، به قلمروی اسطوره قدم بگذارد.

۶. لایهٔ هویتی و فرهنگی: ارجاع به ایل قایی که روایتهای گوناگونی دربارهٔ منشأ تاریخی آن وجود دارد، در این اثر نه از منظر قوم‌نگارانه، بلکه از منظر هویت ملی انجام می‌شود. شاعر عمداً وارد مباحث اختلافی نمی‌شود و وحدت معنایی اثر را در نگاه «ایرانی» به این ایل جستجو می‌کند.

۷. نقاط قوت؛ تصویرسازی پرقدرت و هماهنگ با فضای حماسی:

_ انسجام لحن و حرکت روایی

_ مضمون ارزشمند: توجه به نقش گمنامان تاریخ

_ گستردگی جغرافیایی که به اثر بُعد حماسی، تاریخی می‌دهد

_ پایان‌بندی درخشان و ماندگار

۸. بخش‌های قابل بهبود: برخی سطرها به دلیل تراکم واژگان رزمی، زبان را به سمت بیانی گزارشی برده‌اند.

ارجاعات متعدد تاریخی و جغرافیایی برای برخی مخاطبان ممکن است نیازمند توضیح تکمیلی باشد.

افزودن یک محور عاطفی یا یک راوی امروز می‌توانست ارتباط احساسی اثر را پررنگ‌تر کند.

در مجموع می توان گفت: «قایی، سوارانِ بی‌نام» ترانه‌ای است متکی بر زبان حماسی، تصویرسازی عمیق و نگاهی ملی. شاعر با تأکید بر قهرمانان بی‌نام و نقش آنان در حافظهٔ تاریخی ایران، اثری خلق کرده که هم در لحن و هم در پیام یک‌پارچه و تأثیرگذار است.

اگرچه برخی بخشها نیازمند پالایش تصویریند، اما در مجموع، این اثر نمونه‌ای موفق از حماسه‌سرایی در شعر و ترانهٔ معاصر به‌شمار می‌رود.

+++

#ترانه_فارسی

#قوم_قایی

#قوم_کایی

#نقد_ترانه

#حجت_بقایی

#شعر_نو

#نماد_ایرانی

#قایی_سواران_بی_نام

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۰۴ ، ۱۰:۰۲

قایی‌های ترکمن و کمربند دفاعی ایران؛ روایت دکتر بقایی از یک نقش فراموش‌شده

[[ گروه خبری، تحلیلی اقتصاددان شمال ]]

نکته: دربارهٔ «قوم قایی» (Kayı) داده‌های قطعی و مستقیم تاریخی اندک است؛ پژوهشگران بیشتر از روی پیوندهای ایلی، روایات متأخر و تحلیلهای تطبیقی قضاوت می‌کنند. بنابراین روایت زیر بر اساس امکانات تاریخی و دیدگاههای پژوهشی بیان شده، نه ادعاهای قطعی.

[[ مصاحبهٔ مستند با دکتر حجت بقایی ، دربارهٔ جایگاه قوم قایی در مرزهای ایران و جهانِ پیرامون ]]

واحد خبر کارگروه صلح و سازش _ هوای بعدازظهر ترکمن‌صحرا سبکتر شده و گرد سفیدی که از سم بادهای شمالی بر دشت نشسته، زیر نور کمرنگ غروب می‌درخشد. در میان این چشم‌انداز آرام، گفتگوی من با دکتر حجت بقایی، مشاور تحقیق و توسعه و علاقمند به تاریخ اقوام و مناسبات نظامی ـ فرهنگی ایران در سده‌های میانه، به نقطهٔ اصلی رسیده است: جایگاه تاریخی قوم قایی، قومی که حضورش در اسناد اندک اما اثرش در حوادث بزرگ بسیار است.

[[ روایت دکتر بقایی ]]

او توضیح می‌دهد که «قایی» در منابع ترکی ـ اوغوزی به‌عنوان یکی از تیره‌های مهم اوغوزها معرفی شده است؛ تیره‌ای با نسب اسطوره‌ای قدرتمند که بعدها برخی از خاندان‌ نظامی در آسیای میانه و آناتولی خود را از آن دانسته‌اند. اما بخش مهمتر روایت دکتر بقایی دربارهٔ سده‌های یازدهم تا سیزدهم میلادی است؛ زمانی که ایران و منطقه درگیر فشارهای صلیبی، چالشهای درون‌سرزمینی و سپس موج سهمگین مغول بود.

او بر این نکته تأکید می‌کند که اقوام کوچ‌نشین اوغوز ـ از جمله طوایفی که به قایی منسوبند، غالباً در مرزهای ایران نقش دوگانه‌ای داشتند: از یک‌سو بخشی از جهان ترکمنهای اغوز بودند، و از سوی دیگر، به‌دلیل قرارگرفتن در کمربند دفاعی خراسان، آذربایجان و دیاربکر، نقش دفاعی مهمی در برابر تهدیدات بیرونی ایفا می‌کردند.

دکتر بقایی با استناد به مجموعه‌ای از گزارشات تاریخی پراکنده توضیح می‌دهد:

«در دورهٔ پیش از یورش مغول و حتی در دهه‌های نخست تهاجم آنان، گروههایی از تیره‌های اوغوز ـ از جمله کسانی که در منابع متأخر با عنوان قایی شناخته شده‌اند ـ در مرزهای شمال شرقی و شمال غربی ایران فعالیت نظامی داشته‌اند. نه به‌عنوان ارتش رسمی ایران، بلکه به‌عنوان نیروهای مرزنشین، سواره‌نظام‌ مهاجر و گاه متحدان دولتهای ایرانی.»

[[ قایی‌ها و دفاع در برابر مغول ]]

او یادآوری می‌کند که در گزارشات محلی نیشابور، مرو و ری گاه اشاره‌هایی به «ترکان مرزنشین» دیده می‌شود که در موج نخست حملات مغول کوشیدند جلوی پیشروی آنان را بگیرند؛ جنگهایی کوچک اما پرهزینه، که نام قبایل را دقیق ثبت نکرده‌اند. دکتر بقایی می‌گوید:

«برخی پژوهشگران احتمال می‌دهند بخشی از این نیروهای سواره از طوایفی بوده‌اند که بعدها در آناتولی با عنوان قایی شناخته شدند. پیوند نسبی و فرهنگی این گمانه را تقویت می‌کند، اما همچنان در سطح تحلیل تاریخی است، نه سند قطعی.»

[[ قایی‌ها و جبههٔ غربی؛ از مرزهای آناتولی تا فشار صلیبیون ]]

در ادامه، دکتر بقایی به سمت غرب می‌نگرد؛ جایی که در سده‌های یازدهم تا سیزدهم، جهان اسلام به دو جبههٔ بزرگ تقسیم شده بود:

شرق زیر فشار مغول، غرب زیر فشار صلیبیون.

او توضیح می‌دهد که گروهی از اوغوزها ـ با احتمال تعلق به شاخهٔ قایی ـ در مسیر مهاجرت بزرگ خود از شرق به آناتولی، در خدمت یا هم‌پیمان دولتهای سلجوقی درآمدند و در مرزهای آناتولی با صلیبیون و بیزانسیها جنگیدند.

«اینجا است که نقش قایی‌ها در دفاع از قلمروهای ایرانی‌تبارِ سلجوقیان پررنگ‌تر دیده می‌شود؛ چراکه سلجوقیان، اگرچه ترک‌تبار، اما وارث ساختار سیاسی و اداری ایرانی بودند. دفاع از آنان به نوعی دفاع از میراث ایران‌زمین نیز محسوب می‌شد.»

او این سخن را اضافه می‌کند که در روایتهای عثمانیِ متأخر، قایی‌ها جایگاه افسانه‌وار یافته‌اند، اما بخشهایی از این روایتها اشاره به نقشی دارد که قبایل چابک‌سوار مرزی در برابر صلیبیون ایفا کردند؛ کمربندی دفاعی که هم پشت ایران را ایمن می‌کرد و هم جبههٔ غربی جهان اسلام را نگه داشت.

[[ حضور نامرئی اما مؤثر ]]

در پایان گفتگو، دکتر بقایی نتیجه می‌گیرد که قایی‌ها هرگز یک امپراتوری مستقل نبوده‌اند که آثار گستردهٔ معماری یا اسناد رسمی از آنان مانده باشد؛ اما در شکل‌گیری کمربند دفاعی ایران ـ از خراسان تا آذربایجان و سپس در غرب آناتولی ـ نقش داشته‌اند.

او جمله‌ای می‌گوید که شاید بهترین توصیف این قوم باشد:

«قایی‌ها در تاریخ، بیشتر کنش هستند تا نام. آنها در لحظه‌های سخت ظاهر شده‌اند، اما پس از عبور بحران، دوباره در دل اتحادیه‌های بزرگتر حل شده‌اند. به همین دلیل است که ردپا کم است، اما اثر زیاد.»

+++

گنبدکاووس، ۱۸ آذر ۱۴۰۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۰۴ ، ۱۵:۴۸

 

نویسنده: گروه خبری، تحلیلی اقتصاددان شمال

بادِ سرد ابتدای پاییز در دشتهای ترکمن‌صحرا می‌پیچید و سایهٔ تپه‌های شنی روی جادۀ منتهی به گنبدکاووس آرام آرام کش می‌آمد. من در سفری بودم برای یافتن «ریشه‌ها»؛ پرسشی قدیمی که بارها در ذهنم تکرار شده:

 

قوم کایی، ترکهای ایرانی که گفته می‌شود روزی نیمۀ اروپا را درنوردیدند، چه کسانی بودند و ردّشان امروز کجاست؟

برای یافتن پاسخ، قرار دیداری گذاشتم با دکتر حجت بقایی؛ پژوهشگر، مشاور تحقیق و توسعه، و کسی که سالها روی مسیرهای قوم‌مهاجرتهای آسیای میانه تا آناتولی مطالعه کرده است.

گفتگوی ما در یک مهمانسرای قدیمی نزدیک برج قابوس آغاز شد…

[[متنگفت‌وگو]]

خبرنگار : دکتر بقایی، نام «قوم کایی» در روایتهای تاریخی مبهم است. گاهی آنها را ریشهٔ برخی سلسله‌های ترک می‌دانند، گاهی مهاجرانی ایرانی‌تبار. واقعاً این قوم چه جایگاهی در تاریخ دارند؟

دکتر بقایی: درست است، نام «کایی» یا «قایی» (Kayı) در منابع مختلف، روایتهای متفاوتی دارد. اما اگر بخواهم خلاصه بگویم:

کاییها شاخه‌ای از اوغوزها بودند؛ اوغوزهایی با ریشه و پیوندهای عمیق ایرانی، که زبانشان آمیخته‌ای از عناصر ایرانیِ شرقی و ترکی باستان بود.

این قوم از آسیای مرکزی به غرب مهاجرت کردند و بعدها برخی روایتها آنها را نیای ایلهایی دانسته‌اند که در شکل‌گیری دولتهای بزرگ در آناتولی نقش داشتند.

خبرنگار : پس آنها همانهایی هستند که بعدها در تاریخ اروپا هم دیده می‌شوند؟

دکتر بقایی: به شکل مستقیم نه، اما بازماندگان و شاخه‌های فرهنگی ـ زبانیِ مرتبط با کاییها در موجهای مهاجرتی بزرگ قرون میانه، به آناتولی و حتی بالکان رسیدند. نفوذشان فرهنگی بود؛ شیوهٔ کوچ، ساختار اجتماعی، و حتی برخی نشانه‌های هویتی.

اینها همان جریانهایی هستند که بعدها در ذهن مردم، به‌صورت «ترکانی که اروپا را گشودند» بازتاب پیدا کرد.

خبرنگار: جالب است... اما سؤال اصلی من از اینجا شروع شد: آیا ممکن است ردّی از آن قوم، یا اقوام خویشاوندش، امروز در ترکمن‌صحرا و گنبدکاووس باشد؟

دکتر بقایی (لبخند می‌زند و به دوردست نگاه می‌کند):

این منطقه پر از ردّ پای اقوام است؛ از یَموت و گوکلان گرفته تا شاخه‌های قدیمی‌تر.

شبکهٔ پیوندی میان ترکهای ایرانی، ترکمنها، اوغوزهای باستان و حتی طوایف محلی آنقدر پیچیده است که نمی‌توان خط مستقیمی کشید و گفت «اینها همان کایی‌اند».

اما شباهتهای فرهنگی، نامهای طایفه‌ای، ساختارهای اجتماعی، و حتی الگوهای کوچ قدیمی نشان می‌دهد که اینجا، یعنی همین جایی که ایستاده‌ایم، بخشی از آن مسیرهای مهاجرتی گذشته بوده است.

خبرنگار: پس یعنی اگر دنبال ریشه‌های قوم کایی باشیم… شاید لازم نباشد تا آناتولی برویم؟

دکتر بقایی: نه لزوماً. بعضی از ریشه‌ها ممکن است همین‌جا پنهان شده باشند؛ در آواهای محلی، در افسانه‌های مادربزرگها، در نام یک قبیلهٔ کوچک که کسی دیگر به معنایش فکر نمی‌کند.

تاریخ همیشه در کتابها نیست؛ گاهی در صحرا دفن شده.

[[صحنه‌ای در ترکمن‌صحرا]]

گفتگو که تمام می‌شود، همراه دکتر بقایی در میان تپه‌های کم‌ارتفاع حرکت می‌کنیم. باد بوی اسب و علف را با خود می‌آورد.

او به افق اشاره می‌کند و می‌گوید:

دکتر بقایی: «این مسیر، قدیمی‌تر از آن است که فکر می‌کنیم. اقوامی از شرق و غرب از این نقطه عبور کرده‌اند. شاید بخشی از راز کاییها همینجاست… نه در کتابها، نه در نظریه‌ها… در همین زمین.»

و من همان لحظه حس می‌کنم که جستجوی من تازه آغاز شده است.

((پایانِ باز))

در گنبدکاووس و ترکمن‌صحرا، به دنبال ریشه‌های اقوام می‌گردم و

کسی نمی‌داند…

شاید پاسخ درست یک قدم جلوتر است، پشت تپه‌ بعدی، در گفتگوی بعدی، یا در افسانه‌ای که هنوز گفته نشده است.

+ گروه خبری، تحلیلی اقتصاددان شمال

× گنبد کاووس ۱۴ آذر ۱۴۰۴

_ معاونت اقوام و اقشار شورای راهبردی مطالبات قانونی مردمی کشور

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۰۴ ، ۲۰:۳۴

واحد خبر کارگروه صلح و سازش// شورای راهبردی مطالبات قانونی مردمی استان گیلان با همکاری دانشگاههای ملی و بین المللی حقوق و مدیریت برگزار می کند:

 

کنفرانس ملی نقش آفرینی و تعامل نهادهای مردمی با قوه قضاییه...

فراخوان به زودی منتشر می شود:::

در رشت ,,,

ریاست کنفرانس: دکتر علی حسین پور

دبیر اجرایی: دکتر حجت بقایی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۰۴ ، ۱۲:۰۱

در مملکتی که قیمت نان طلا شود
اقتصاد آن به هزار درد مبتلا شود
مردم آن در پی یک لقمه نان به جنگ
بر سر آب و نان دعوا شود
___
حجت بقایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۰۴ ، ۲۳:۰۸