تلاش برای صلح

گروه بین المللی صلح و حقوق بشر

تلاش برای صلح

گروه بین المللی صلح و حقوق بشر

به زودی

بایگانی

۸۲ مطلب در مرداد ۱۴۰۴ ثبت شده است

واحد خبر کارگروه صلح و سازش به نقل از اخبار مدیریت- سرویس اقتصاد و توسعه// دکتر حجت بقایی، مشاور در حوزه تحقیق و توسعه، با سابقه بیش از سی سال خبرنگاری و پژوهش، در نشستی صریح و تأمل‌برانگیز، نگاهی انتقادی و البته عمیق به مفهوم سیاست‌ورزی در ایران داشت. به باور او، ایران سال‌هاست که از حضور سیاستمداران واقعی بی‌بهره است؛ کسانی که نه‌فقط قدرت را در دست می‌گیرند، بلکه با درک عمیق از سیاست و بازی قدرت، منافع کشور را در بلندمدت تأمین می‌کنند.

دکتر بقایی معتقد است آنچه در کشور جریان دارد، بیشتر مدیریت اداری و جناحی است تا سیاست‌ورزی ملی. افرادی که در جایگاه‌های تصمیم‌سازی نشسته‌اند، در اغلب موارد نه تجربه‌ای از سیاست دارند و نه حتی فهمی سیستمی از آن. گویی کسانی وارد میدان شده‌اند که شاید سال‌ها درباره مدیریت تحصیل کرده باشند، اما هیچگاه در متن مدیریت واقعی قرار نگرفته‌اند. در نتیجه، خروجی تصمیماتشان یا واکنشی و کوتاه‌مدت است، یا به نفع گروهی خاص. چنین وضعیتی، نه‌تنها کمکی به توسعه نمی‌کند، بلکه گاه مانعی جدی در برابر حرکت کشور به‌سوی آینده‌ای روشن است.
او با مثالی تاریخی اشاره می‌کند: «آخرین سیاستمدار واقعی ایرانی که در ذهن من مانده، خواجه نظام‌الملک است. با آنکه بسیاری او را خدمتگزار حکومت سلجوقیان می‌دانند، اما واقعیت این است که خدمات بی‌بدیلی به ایران کرد. امروز، کمتر کسی را می‌توان یافت که در عین درک ساختار قدرت، بتواند مصالح ملی را با مهارت در این ساختار پیش ببرد.»
با وجود این نگاه انتقادی، دکتر بقایی به برخی چهره‌های تأثیرگذار در چند دهه اخیر نیز اشاره می‌کند. از جمله، یاد می‌کند از دکتر احمد توکلی؛ اقتصاددان، روزنامه‌نگار و سیاستمداری که اگرچه صاحب اندیشه و تحلیل در هر دو عرصه اقتصاد و سیاست بود، اما متأسفانه کمتر در جایگاه‌های تصمیم‌ساز قرار گرفت و نقش او بیشتر به حوزه‌ی مشاوره و نقد سیاست‌ها محدود شد. به گفته دکتر بقایی، «اگر افرادی چون دکتر توکلی در سطوح بالای اجرایی حضور داشتند، شاید امروز شاهد نهادینه‌تر شدن نوعی عقلانیت در سیاست‌ورزی اقتصادی کشور بودیم.»
به باور او، فقدان سیاستمدار واقعی باعث شده کشور در برخی حوزه‌ها، به‌خصوص در لایه‌های میانی مدیریتی، با نوعی از «مدیریت ایلیاتی» مواجه شود. یعنی شبکه‌های محدود، مبتنی بر روابط خویشاوندی، قومی یا گروهی، منابع را در دست گرفته‌اند و عملاً خارج از نظارت مرکزی عمل می‌کنند. به همین دلیل است که سرمایه‌ها گاه در دست اقلیتی قرار می‌گیرد که نه پاسخگو هستند و نه حتی در معرض نقد و ارزیابی کارشناسانه قرار می‌گیرند.
با وجود این نقدها، دکتر بقایی بر این باور است که مدیریت کلان کشور در شرایط فعلی، نسبتی از ثبات و کارآمدی را حفظ کرده، اما ضعف اصلی در نبود نظارت سیستماتیک و ساختارهای ارزیابی شفاف در لایه‌های پایین‌تر است. او معتقد است توسعه بدون سیاست‌گذاری حرفه‌ای، مسیری نیمه‌تمام و آسیب‌پذیر است؛ چراکه سیاست است که بسترساز مدیریت صحیح منابع، ایجاد عدالت در توزیع فرصت‌ها و تضمین رشد پایدار می‌شود.
در پایان، تأکید می‌کند که ایران نیاز به سیاستمداری دارد که بتواند با تمام گروه‌ها تعامل کند، بدون حذف یا تخریب، و با بازی دقیق سیاست، جامعه را به‌سوی توسعه هدایت کند. نه آنکه منتظر بماند که نسخه‌ای از بیرون برسد یا نیرویی خارجی بیاید و نقش مدیر و سیاستگذار را ایفا کند.
دکتر بقایی توسعه را در گرو تربیت و حضور سیاستمداران واقعی می‌داند، نه صرفاً مدیران اجرایی؛ کسانی که بتوانند با شناخت از تاریخ، منافع ملی، و مختصات قدرت جهانی، تصمیم بگیرند و مسئولانه پای آن بایستند.
+گروه خبری، تحلیلی اخبار مدیریت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۰۴ ، ۱۸:۴۶

آغاز مجموعه‌ای نو در تحلیل و آموزش مدیریت با حضور دکتر حجت بقایی

🔷 تهران – گروه تحلیلی، آموزشی اخبار مدیریت

سری جدیدی از مجموعه‌های تحلیلی با عنوان:

"مدیریت مثبت و اثرگذار"

با هدف معرفی و تحلیل الگوهای موفق مدیریتی در ایران و جهان، به زودی در قالب ۵۰ قسمت تولید و منتشر خواهد شد.

میهمان اصلی این مجموعه، دکتر حجت بقایی، مشاور تحقیق و توسعه از پژوهشگران حوزه مدیریت و توسعه سازمانی است که تجربیات جمعی از مدیران موفق، کارشناسان حوزه منابع انسانی، و اساتید دانشگاه، را در اختیار مخاطبین گرانقدر می گذارند.

🔹 محل برگزاری گفتگوها

این مجموعه در قالب میزگردهای تخصصی، در چندین موقعیت مکانی برگزار می‌شود که هر یک از آن‌ها نقشی کلیدی در غنای محتوایی پروژه دارد:

سالن میزگرد ماهان – مجتمع تجاری سبز در سبزه میدان رشت

استودیو رسانه نو در ساری

سالن کنفرانس کارآفرینان شریف در هشتگرد کرج

اتاق میزگرد ماتیسا در ماهدشت کرج

🔸 در هر قسمت از این برنامه، با حضور مدیران موفق در عرصه‌های گوناگون اقتصادی، آموزشی، شهری و فرهنگی، به بررسی تجربیات، چالش‌ها و راهکارهای آن‌ها پرداخته می‌شود. هدف اصلی این مجموعه، ترویج نگاه مثبت و سازنده به مدیریت است؛ مدیریتی که نه تنها به رشد سازمان، بلکه به توسعه پایدار و بهبود زیست اجتماعی منجر می‌شود.

📌 پلتفرم‌های انتشار

این مجموعه گزارش‌ها به صورت پیوسته از طریق رسانه‌های مختلف از جمله:

ایتا

بلاگفا

بلاگ‌اسکای

تیوال

ویرگول

منتشر خواهد شد تا دسترسی علاقه‌مندان به دانش مدیریت و تجربه‌های عینی مدیران، تسهیل شود.

🎯 هدف نهایی

ایجاد بستری برای معرفی چهره‌های الهام‌بخش مدیریتی، ثبت تجربیات ارزشمند آن‌ها و ترویج رویکردهای اثربخش در مدیریت منابع انسانی، رهبری تحول‌گرا، و توسعه سازمانی.

منتظر قسمت‌های بعدی این مجموعه باشید؛ مجموعه‌ای برای تمام آن‌هایی که به مدیریت مثبت و انسانی باور دارند.

+روزنوشتهای مشاور تحقیق و توسعه

#دکتر_حجت_بقایی

#مشاور_تحقیق_و_توسعه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۰۴ ، ۰۰:۵۱

واحد خبر کارگروه صلح و سازش// روز خبرنگار که می‌رسد، برای خیلی‌ها روز تبریک است. روز عکس گرفتن کنار میکروفون. روز لوح تقدیر و بنرهای بزرگ شهری. اما برای بعضی‌ها، روز خبرنگار، تداعی‌گر صدای شکست استخوان است زیر چرخ ماشین... تداعی آژیرهایی که دیگر فریاد نرسیدن بودند. روز خبرنگار برای دکتر حجت بقایی، آوای درد و مرگ است. روایت تلخی‌ست که با خاطراتی سیاه‌و سفید در ذهن مانده. نه، حتی سیاه‌تر از آنچه بتوان با فیلم یا صدا ثبت کرد.

او روایتش را از سال ۱۳۷۴ شروع می‌کند. روزی که همکارش در روزنامه آمد دنبالش، با موتور آمد دنبالش. نرفت. نگفت چرا، شاید حس کرد نباید برود. و نرفت. اما همکارش رفت... رفت تا چند دقیقه بعد، پیش از رسیدن به محل گزارش، در تصادفی بی‌رحمانه جان بدهد. و بعد؟ فراموش شود. مثل هزاران خبری که تنها یک روز تیترند و بعد هیچ.

سال ۱۳۸۲، دانشگاه، یک همکار خانم، مأموریت خبری، برنامه‌ای مشترک. می‌خواستند بروند برای مصاحبه. گفت: شما بروید، من با دوستی می‌آیم. وقتی کلاس تمام شد و رسید، آنچه دید، صحنه‌ای بود که دیگر هیچ‌گاه از ذهنش پاک نشد. همکار، خون‌آلود در کنار خیابان افتاده بود. مردم فقط نگاه می‌کردند. هیچ‌کس کمک نکرد. چون زن بود؟ چون خبرنگار بود؟ چون جامعه سرد شده بود؟ دلیلش را نمی دانم، آمبولانس اگر یک ربع زودتر رسیده بود، زنده می‌ماند. اما نرسید. و او هم رفت... و دیگر کسی اسمش را هم نیاورد. حتی در سیستم اداری و سازمانی، انگار اتفاقی نیفتاده. اما دکتر بقایی هنوز آن لحظه را فراموش نکرده. هنوز در کابوس‌هایش باز می‌گردد.

سال ۱۳۸۴، شهید ایل‌بیگی آمد. گفت مأموریت داریم، چند کار خبری، مستند، برو بچه‌ها رو جمع کن. گفت سرم شلوغه، تدوین دارم، لابراتوار، دوبله... نرفتم. گفت: ما رو پیچوندی رفتی؟ خندید و رفت. آن روز، گذشت. اما فردایش، از صبح در واحد دوبله کار داشتم، بعد رفتم لابراتوار برای چاپ و ظهور نگاتیو ساعت چهار که برای هواخوری از ساختمان آمدم بیرون، تلفن‌های بی‌پاسخ، تماس‌هایی پشت سر هم.

سیاوش زنگ زد: "کجایی؟" گفتم جلوی ساختمان سیما. گفت: "بیا واحد خبر، کارت دارم."

رفت و فهمید چه شده. همه فکر کرده بودند او شهید شده. فقط چون شباهت فامیلی داشتند. و اینطور ماموریتها را او خیلی رفته بود، اما نه، او زنده بود و آن‌که رفته بود، ابراهیم بقایی بود. یکی از آن همکارانی که دیگر هرگز بازنگشتند. معراج شهدا رفت. با دوربین. حمید همراهش بود، چون پسرخاله‌اش هم در آن هواپیما بود. و آنجا... صحنه‌ای بود که دوربین هم تاب ثبتش را نداشت. سه استاد، چند دوست، همه شهید.

یک روز استاد هاشمی، با چشمی پر از بغض جلوی جام جم ایستاد و گفت: "تو چرا نرفتی؟ کاش تو رفته بودی و افشار زنده بود..."

برای اولین‌بار است که این خاطره را پس از سال‌ها بازگو می‌کند. آن روزها، هر هفته به محل سقوط می‌رفت. حالا، فقط گاهی. چون تهران را هم ترک کرده. اما چیزی از داغ نکاسته.

تلخ‌تر از شهادت، فراموشی است. فقط یک نفر از آن جمع هنوز یاد می‌شود. بقیه؟ گاهی بنری، گاهی یادی، آن‌هم اگر فرصتی باشد.

قصه این تلخی‌ها اما فقط محدود به گذشته نیست. روزگار طوری شده که خبرنگاری دیگر معنا ندارد. هر کسی با یک اپ و یک کانال، مدعی خبرنگار بودن است. خبرنگاری شده تریبون‌داری. یادآوری حقیقت؟ افشاگری ؟ تحقیق میدانی؟ نه، دیگر کمتر کسی از آن‌ها می‌گوید.

دکتر بقایی می‌گوید: «چرا آن‌هایی که فقط واسطه‌اند، در جلسات لوح می‌گیرند، تقدیر می‌شوند، اما خبرنگار واقعی که در میدان است، حتی نمی‌رسد در جلسه شرکت کند؟» و با خنده‌ای تلخ اضافه می‌کند: «شاید وقتش رسیده بگوییم خداحافظ خبرنگار...»

او حالا در رشت زندگی می‌کند. و اتفاق جالبی برایش افتاده. خلبان همان پروازی که دوستانش را برد، "شهید سرگل"، سال‌ها در مسیر روزانه‌اش بوده. بدون آن‌که بداند. تا پارسال، از طریق خواب، الهام و هزار نشانه دیگر، متوجه شد. این هم یکی از همان شوک‌های زندگی بود. مثل بقیه، تلخ، عجیب، اما پرمعنا.

او هنوز با دردها زندگی می‌کند. هنوز با خاطراتشان حرف می‌زند. هنوز هر بار که روز خبرنگار می‌رسد، یاد می‌آورد که خبرنگاری فقط نوشتن نیست، فقط گفتن نیست. گاهی خود زندگی‌ست، گاهی مرگ.

و آن‌قدر این سال‌ها درد کشیده، که دیگر مرز میان گزارش و خاطره را نمی‌داند. میان دوربین و دعا، میان تدوین و تشییع.

 

+واحد خبر کارگروه صلح و سازش

#خبرنگار

#روز_خبرنگار

#دکتر_حجت_بقایی 

#مشاور_تحقیق_و_توسعه 

#روزنامه_نگار

#نویسنده

#صنف_خبرنگاران

#مجله

#نشریه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۰۴ ، ۰۸:۲۳

ما در کنار کارآفرینان گیلان و ایرانیم

(شورای راهبردی کارآفرینان صنعت ایرانی)

در گوشه‌ای از سبزه میدان
زیرِ نگاهِ روشنِ آینده
ما ایستاده‌ایم
نه در حاشیه
که در دلِ تپنده‌ی فردا.
من دکتر حجت بقایی
مشاور تحقیق و توسعه‌ام
در کنار استاد بزرگم
دکتر علی حسین پور
صدای قانون
نگاه عدالت.
ما
نه تماشاگر
که همراهِ دل‌های پرتپشیم
با کارآفرینانی که
رویا را با چکش و چرخ،پ
می‌سازند.
اینجا
مجتمع تجاری سبز رشت
نه فقط چهار دیوار و چند دفتر
که پناهِ اندیشه‌هاست
پُلِ عبور از رؤیا تا عمل.
کسی می‌رسد
سندی در دست
پُر از پرسش‌های حقوقی
ما هستیم.
کسی می‌خواهد ایده‌اش را
به نمایش جهان بیاورد
ما هستیم.
همایش؟
رسانه؟
محصولی نو؟
فریادی خاموش؟
ما صدای این سکوتیم،پ
رگِ روشنِ ارتباط.
باور داریم
گیلان می‌درخشد
ایران می درخشد
اگر کنار هم بایستیم
دست در دست
فکر در فکر
دل در دل.

hojjatbaqaee-ir.blogfa.com
---
#مشاور_تحقیق_و_توسعه 
#ناپلئون_هیل
#استر_هیکس
#لوییز_هی
#کوین_ترودو
#جک_کنفیلد
#دکتر_حجت_بقایی
#امید_رقابتی
#مربی
#استراتژیست
#دکتر_علی_حسین_پور
#سلمان_مهدوی
#سعید_غفاری
#علی_کشاورز
#رضا_کبیری
#تولید_ایرانی 
#نوآوری 
#دکتر_بقایی
#مدیر_ایرانی 
#گزارش_خبری 
#مقاله 
#مجتمع_تجاری_سبز
#بقایی
#حسین_پور
#معتمدی
#فشالمی
#غفاری
#مهدوی
#رضوانی
#ماهوتی
#شیروانی
#مهدی_نیا
#امیر_پور
#کبیری
#سعیدی
#سعادت
#سمینار
#کارگاه_آموزشی
#شهسواری
#قشقایی
#حجت_بقایی
#کارگاه_مدیریت
#املاک
#خانه
#دانشگاه
#موسسه_آموزشی
#پژوهش
#پژوهشگر
#آپارتمان
#زمین
#ویلا
#صنعتگر
#کارآفرین
#ساختمان
#مشاور_کارآفرینان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۰۴ ، ۱۴:۵۹

شعر: بیست سال، بدون توقف

(دکتر حجت بقایی؛ مشاور تحقیق و توسعه)

بیست سال است 
در سکوتِ روزها
می‌دوم
می‌مانم
می‌سازم
با صدای خسته‌ی کسانی که 
مرا نمی‌فهمند
حق را نمی بینند
کاری برای همدیگر نمی کنند
و حرف‌هایشان 
مثل باد می‌وزد
اما من هنوز اینجا هستم
ایستاده
پر انرژی
مثل ریشه‌ای که 
در دل خاک نفوذ کرده
و هیچ طوفانی نمی‌تواند 
از زمین جدایش کند.
آنها که دیر آمدند
استخدام شدند و 
رفتند
و من مانده ام
با همه‌ی تجربه‌ها
با همه‌ی 
شب‌هایی که بی‌خواب گذشت
با همه‌ی روزهایی که 
حتی نامه های منابع انسانی را 
هم ندیدند
انگار من
نامرئی بودم
اما می‌دانستم چه می‌خواهم.
من خبرنگار بودم
صدای حقیقت
چراغ روشن در تاریکی
مورد تحسین در معاونت خبر
و بارها مستندساز برتر ملی
اما آنچه اکنون دارم 
فراتر از مقام‌هاست
آنچه مانده
 ایمان به مسیرم است.
دیگران را 
دیده‌ام که راه آسان‌تر را انتخاب کردند
من راه دشوار را 
انتخاب نکردم
نمی دانم جطور در اینجا هستم
اما به هر صورت
در مسیر خودم من ماندم
چون می‌دانستم 
که ماندن و پایبندی
در نهایت 
بهترین جایزه است.
شاید آنها مرا نشناخته‌اند
شاید من 
دیگر همان فردِ دیروز نبودم
اما من خودم را شناختم
و این کافی است.
من اینجا هستم
در جایی که می‌خواهم باشم
با صداقت
با تلاش
 با عشق به کارم
با تمام توانم.
و هر روز
آسمان مال من است
زمین مال من است
هوا مال من است
و خدا همراه من است
پس دیگر چه می‌خواهم؟
برو بریم
زندگی در جریان است
و من آماده‌ام 
برای هر آنچه پیش روست.

×روزنوشتهای مشاور تحقیق و توسعه

#مشاور_تحقیق_و_توسعه 
#دکتر_حجت_بقایی
#بیست_سال_بدون_توقف
#انگیزشی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۰۴ ، ۱۲:۵۶

صیقلان، روستایی با ظرفیت‌های پنهان؛ تأکید کارشناسان بر توسعه پایدار با مشارکت مردم / در میزگردی با حضور دو مشاور ملی، راهکارهای تبدیل صیقلان به یک روستای پیشرو بررسی شد

گروه خبری پژوهشی اقتصاددان شمال// به گزارش خبرنگار گروه خبری، محلی "توسعه تولم‌شهر"، در نشستی تخصصی که با حضور دو کارشناس برجسته در دفتر گروه رسانه‌ای اخبار توسعه ایرانی، در اتاق میزگرد مجتمع تجاری سبز رشت برگزار شد، پتانسیل‌های روستای صیقلان و مسیرهای پیش‌روی آن برای رسیدن به توسعه پایدار، مورد تحلیل قرار گرفت.
در این نشست، دکتر علی حسین پور؛ مشاور حقوقی و کارآفرینی و از اهالی صیقلان، به همراه دکتر حجت بقایی؛ مشاور تحقیق و توسعه، به بررسی ظرفیت‌های اقتصادی، اجتماعی و گردشگری این روستا پرداختند.
به گزارش خبرنگارما، صیقلان یکی از روستاهای قدیمی و پرپتانسیل منطقه تولم‌شهر است که به گفته دکتر حسین پور، دارای زمین‌های حاصلخیز، منابع آبی مناسب، و کشاورزانی با دانش سنتی و تجربه‌محور است. وی با تأکید بر اهمیت کشاورزی به عنوان ستون اصلی اقتصاد صیقلان گفت:
«باید مسیر تولید از روش‌های سنتی به سمت کشاورزی هوشمند و ارگانیک حرکت کند. همچنین ایجاد تعاونی‌های محلی می‌تواند قدرت فروش محصولات را بالا ببرد و سود را مستقیماً به جیب تولیدکننده برگرداند.»
از سوی دیگر، دکتر بقایی با اشاره به جاذبه‌های طبیعی و تاریخی روستا، از جمله پل سه خواهران و مسجد پیله‌قرآن، صیقلان را یکی از مقاصد بالقوه گردشگری در منطقه دانست. او افزود:
«اگر زیرساخت‌هایی مانند اقامتگاه‌های بوم‌گردی و مسیرهای گردشگری فراهم شود، این روستا می‌تواند پذیرای گردشگران داخلی و حتی خارجی شود. آموزش اهالی و معرفی جاذبه‌ها در فضای مجازی می‌تواند رونق اقتصادی خوبی برای مردم به همراه داشته باشد.»
در ادامه نشست، بر اهمیت صنایع دستی محلی نیز تأکید شد. دکتر حسین پور در این خصوص گفت:
«هنرهای دستی مثل قالیبافی، چوب‌کاری، و بافتنی، علاوه بر ارزش فرهنگی، می‌توانند منبع درآمد خوبی برای خانواده‌ها باشند. باید از تولیدکنندگان حمایت شود و دسترسی آن‌ها به بازارهای جدید، به‌ویژه آنلاین، تسهیل گردد.»
دکتر بقایی نیز با اشاره به نقش کلیدی مردم در فرآیند توسعه خاطرنشان کرد:
«توسعه پایدار بدون مشارکت واقعی مردم امکان‌پذیر نیست. باید با تشکیل انجمن‌های روستایی، صندوق‌های خرد مالی و برگزاری دوره‌های آموزشی، مردم را در تصمیم‌گیری‌ها شریک کنیم.»
در پایان، هر دو کارشناس بر لزوم آموزش مهارت‌های نوین، دسترسی به اینترنت پایدار، و تقویت زیرساخت‌های ارتباطی برای نسل جوان تأکید کردند.
این میزگرد تخصصی، بخشی از تلاش برای شناسایی نقاط قوت روستاهای منطقه و تقویت ظرفیت‌های بومی برای ایجاد توسعه متوازن در گیلان است. صیقلان می‌تواند با همدلی مردم و حمایت مسئولان، به الگویی موفق از یک روستای پیشرو در شمال کشور تبدیل شود.
+سرویس اقتصاد و توسعه _ گروه خبری، پژوهشی اقتصاددان شمال

 

#صیقلان

#گیلان

#صومعه_سرا

#تولم_شهر

#فومن

#دکتر_علی_حسین_پور

#دکتر_حجت_بقایی

#مشاور_تحقیق_و_توسعه

#کارگروه_صلح_و_سازش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۰۴ ، ۰۲:۰۹

«از تنش تا همدلی؛ وقتی دعوای هنرمندان به پلی برای رشد و همزبانی تبدیل می‌شود»

 

 

واحد خبر کارگروه صلح و سازش، سرویس ادب و هنر// در فضای پرتلاطم هنر و سینما، گاهی اتفاقاتی پیش می‌آید که توجه همه را جلب می‌کند؛ دعوای اخیر میان حامد بهداد و داریوش ارجمند یکی از این لحظات بود که هم بحث و جدل را به میان آورد و هم فرصتی برای تأمل و بازاندیشی.

دکتر حجت بقایی، فیلمنامه‌نویس و پژوهشگر و عضو کارگروههای صلح و سازش که سال‌ها در دل خانه سینما بوده و اکنون در حاشیه پروژه های تلویزیونی و سینمایی فعالیت دارد، در نگاهی متفاوت به این موضوع اشاره می‌کند که چنین تنش‌هایی نباید صرفاً به عنوان نقطه‌ای منفی دیده شوند. 

او معتقد است: «اختلاف نظر و حتی دعوا در هر حوزه‌ای، به ویژه در هنر که از دل احساسات و عقاید متولد می‌شود، کاملاً طبیعی است. مهم این است که ما این اختلافات را به فرصتی برای فهم بهتر یکدیگر تبدیل کنیم.»

او ادامه می‌دهد: «دیدن بزرگان هنر در چنین شرایطی، به ما یادآوری می‌کند که انسان‌ها، حتی با تمام جایگاه و شهرتشان، با ضعف‌ها و نقص‌هایشان دست و پنجه نرم می‌کنند. این واقعیت می‌تواند ما را نسبت به خودمان و دیگران مهربان‌تر و صبورتر کند.»

دکتر بقایی با تأکید بر جنبه‌های مثبت ماجرا می‌گوید: «این دعوا در نهایت فرصتی است برای گفت‌وگو، برای آشتی و برای بازسازی رابطه‌ها؛ و این یعنی انرژی و امید. هنر و هنرمندان همیشه باید پیشگام باشند در نشان دادن راه‌های همزیستی مسالمت‌آمیز، حتی اگر ابتدا از میان اختلافات عبور کنیم.»

او به نقش این نوع اتفاقات در جامعه اشاره می‌کند و خاطرنشان می‌کند: «جامعه ما وقتی شاهد این مسائل است، می‌تواند به جای قضاوت زودهنگام، فرصت یادگیری و همدلی را انتخاب کند. این همان جایی است که اختلافات می‌توانند به پیوندی محکم‌تر تبدیل شوند.»

در نهایت، دکتر بقایی تأکید می‌کند که «قدرت واقعی در توانایی بازسازی رابطه‌ها و پذیرش خطاها نهفته است. این ماجرای حامد بهداد و داریوش ارجمند به ما یادآوری می‌کند که با احترام، درک و عشق به هم، می‌توانیم به سمت فردایی بهتر حرکت کنیم.»

+سرویس ادب و هنر

 

#آشتی

#داریوش_ارجمند

#حامد_بهداد

#دوستی

#دکتر_حجت_بقایی 

#بازیگر

#سینمای_ایران

#مشاور_تحقیق_و_توسعه 

#صلح_و_سازش

#مصاحبه

#فیلمنامه_نویس

#شعر

#ادبیات_توسعه

#دکتر_بقایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۰۴ ، ۱۴:۲۶

پیاده روی با جان، طواف با دل

(دکتر حجت بقایی)

اربعین نزدیکه و
دل در طواف کربلاست
کربلا خوانده مرا
آلوده‌ام
از پای رفتن مانده‌ام
بیداری‌ام ذکرش شده
در خواب 
اسب آرزو را من
به عشق کاروانش رانده‌ام
صبح بود و
دگرگون گشته بود احوال من
مثل اینکه خواب دیدم
قصه‌اش از یاد رفت
گریه آمد در کنارم
بغض آمد در گلویم
عشق اما
غصه را از قلب من راند
آخرش
عشق بر من گفت: دیوانه
دلت پر زد زیارت کرد آمد
این تویی که عشق را
جنس گِل
از جنس خود پنداشتی
ورنه جانت رفت، آمد
کربلا را دیدی و
قلبت زیارت کرد
برگشت با نور ایمان
و باز هم
 در دل شب‌های تار
می رسد صدای کاروان به گوش

چشم‌ها خسته‌اند 
اما دلم بیدار ماند
هر نفس 
زمزمه‌ی دعایی‌ست که می‌خواند
ناله‌ی زینب(س) در گوش باد پیچید
دست‌ها به سوی آسمان دراز شده
اشک‌ها جاری
مثل باران بی‌امان
بر سر خاک پاک آن دشت عشق نشسته
دوباره آن تصویر
در ذهنم زنده شد
اسب‌ها دویدند
 پرچم‌ها رقصیدند
گوشه‌ای از حرم
جایی برای من
که در آن بغض‌ها 
به لبخند بدل شدند
باز هم
در مسیر جان‌فرسای پیاده
تنها نیستم
 صدها دل همراه من‌اند
هر گام
نذر یک جان فدا شده
هر نفس
 شهادتی بر عشق جاودان
امشب
در خواب من
دوباره کاروان آمد
پای دل من
به سوی کربلا کشیده شد
با هر آه
 با هر اشک
 با هر دعا
گویی کربلا خود
 زیارت مرا پذیرفت
و من ایستاده‌ام
کنار حرمِ نورانی
دست‌ها 
به سوی خدا بلند شده
دل به یاد عشق‌های بی‌پایان پرواز می‌کند
و اشک‌هایم
راز دل را به زمین می‌گوید
اربعین نزدیک است
و من هنوز در راه
می‌دانم 
که این راه پایان ندارد
چون عشق
چون وفا
چون شهادت
همیشه 
در دل من زنده است
همیشه زنده خواهد ماند

+روزنوشتهای مشاور تحقیق و توسعه
#جا_مانده_از_کاروان_عشق
#مشاور_تحقیق_و_توسعه 
#دکتر_بقایی 
#دکتر_حجت_بقایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۰۴ ، ۱۱:۳۳

سروده ای از دکتر حجت بقایی؛
لنده، سکوت کوهستان

دکتر حجت بقایی در سروده «لنده، سکوت کوهستان» با قلمی شاعرانه و نگاهی عمیق، این دیار را نه تنها از منظر جغرافیایی، بلکه از بعد انسانی و معنوی به تصویر کشیده است....

https://avayerodkof.ir/0009kl

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۰۴ ، ۰۸:۵۵

شعر: یادی از حسین پناهی

 

(دکتر حجت بقایی مرداد ۱۴۰۴)

در سکوتِ یک شب پاییزی
چون 
برگ‌های خزان‌زده‌ی درختانِ بی‌صدا
رفت 
آنکه دلش تپید به وسعتِ شعر
به رنگِ صمیمیت و ساده‌زیستی.
ستاره‌ای که 
نه در آسمان‌ها
که در دل‌های زمینی می‌درخشید
در چشمانش زلالی بود
بی‌پیرایه و صادق
بی‌ریا و بی‌تزویر.
شاعر بود
اما کلمه‌ها را زنده می‌کرد
نه برای دیده شدن
بلکه برای شنیده شدنِ دردها
برای عشق ورزیدن به زندگی
برای نفس کشیدن 
در هر لحظه‌ی هستی.
بازیگر بود
اما نه برای نقش‌های بزرگ
که برای نقش‌هایی که 
در عمق دل‌ها جا می‌گرفت
نقشی از یک مرد ساده
که قصه‌ی زندگی را 
با چشمی مهربان روایت می‌کرد.
در میان آشنایان
غریب رفت
چون نسیمی که در میان جمعیت
بی‌صدا می‌گذرد 
و نامی از خود نمی‌گذارد
اما در دل‌های کوچک
جاودانه می‌ماند.
حسین پناهی
یاد تو چون شعله‌ای روشن
در تاریکیِ روزهای بی‌روح
همچنان می‌سوزد
و ما هنوز 
از تو می‌آموزیم
عشق ورزیدن به زندگی
با تمام ساده‌گی‌ها و بی‌ریایی‌ها.
ای مردِ شعر و سکوت
تو هنوز اینجا هستی
در هر واژه‌ای که 
از دل برمی‌خیزد
در هر نفسی که 
با عشق زنده است
و در هر نگاه مهربانی که 
زندگی را می‌بیند.

+روزنوشتهای مشاور تحقیق و توسعه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۰۴ ، ۰۳:۵۸